شرکت فرش محمدزاده

قالی یا قالین الگو:فرش، نوعی گستردنی بافته شده از الیاف پنبه، پشم و در بعضی موارد ابریشم است که معمولاً برای پوشش زمین به کار می‌رود. از آنجا که قالی و فرش همیشه نقش‌های زیبا بر خود داشته‌اند، امروزه به جنبه‌ٔ تزئینی آن نیز توجه می‌شود.

ریشه‌شناسی واژه‌های مربوط به گستردنی‌ها

در زبان پهلوی واژه‌های گوناگونی برای اشاره به انواع گستردنی‌ها به کار برده می‌شد: برای قالی نفیس از بَت یا بوپ، برای نمد و فرش از نمت استفاده می‌شود و برای فرش و بستر از ویستَرْگ که از ویستردن (wistardan) گرفته شده که در فارسی امروز، گستردن گفته می شود.

اما واژهٔ قالی از نام شهری به نام قالین در ارمنستان(بخشی از ایران باستان) گرفته شده‌است. این واژه با معنی جدید از ترکی به فارسی راه یافته‌است.


معنای «بوب» در لغتنامه دهخدا چنین آمده‌است:

فرش و بساط خانه... فرشی که آن را انبوب نیز گویند... در ارمنی، بوب و پهلوی، بوپ. در تاریخ طبری از ابوجعفر محمد بن جریر طبری (حدود ۲۶۶ - ۳۱۰) و ترجمه و تالیف ابو علی محمد بلعمی (۳۲۵) واژه «بساط» مترادف فرش آمده‌است و آنجا که از «فرش بهارستان» سخن می‌رود که در حملهٔ اعراب به ایران از کاخ تیسفون بدست آمده‌است در معجم البلدان از یاقوت حموی (اوایل سده هفتم هجری قمری) چنین می‌آید: «بساطی یافتند از دیبا، شصت ارش اندر شصت ارش». در نُزهَة القُلوب حمدالله مستوفی (۷۵۰) از قول ابوعون صاحب کتاب الذیج چنین آمده‌است: «در قالی‌قلا فرشی بافته می‌شود که آن را قالی نامند و قالی نسبت اختصاری است به شهر قالی‌قلا و قالی‌قلا شهری است در ارمنستان کبیر... از عهد انوشیروان، هنوز ارمنستان بدست ایرانیان بود تا اسلام آمد...«ارمینیاغس» یکی از مردم ارمنستان زمام حکومت... را در دست گرفت. پس از وی زنی به حکومت رسید بنام «قالی» و شهری ساخت و آن را«قالی‌قاله» نامید که به معنای احسان است.»

پیشینهٔ قالی

تاریخچهٔ بافت قالی (یا فرش) تا آنجا که دانسته شده است به هزارهٔ پنجم و ششم پیش از میلاد در آسیای مرکزی برمی‌گردد. قالی ایرانی پازیریک، قدیمی‌ترین قالی یافته‌شده جهان است که در سیبری کشف شده و بافت ایران در دوران هخامنشیان است. قالی‌بافی در سده ۱۰ میلادی به وسیلهٔ مورها به اسپانیا شناسانده شد. جنگ‌های صلیبی باعث شد تا قالی‌های ترکی به اروپا برود که در آنجا بیشتر از دیوار آویزان می‌شد و یا بر روی میزها قرار می‌گرفت. بنابراین، از آغاز آشنایی اروپاییان با قالی، آنها به آن به دیدهٔ یک اثر هنری و نه یک زیرانداز می‌نگریستند. پس از گسترش تجارت در سده ۱۷، قالی‌های ایرانی به شکل چشمگیری به اروپای غربی شناسانده شد.

امروزه مراکز عمدهٔ تولید و بافت قالی، کشورهای ایران، پاکستان، هند، ترکیه، شمال آفریقا، منطقهٔ قفقاز، نپال، اسپانیا، ترکمنستان و تبت می‌باشند.

قالی ایرانی

قدیمی‌ترین نمونهٔ قالی ایرانی که یافته شده قالیچه‌ای است با نقوش اصیل هخامنشی که در گور یخ‌زدهٔ یکی از فرمانروایان سکایی در درهٔ پازیریک در ۸۰ کیلومتری مغولستان بیرونی پیدا شده و قالی پازیریک نامیده می‌شود. پژوهشگران این قالی را از دست‌بافت‌های پارت‌ها و یا مادها می‌دانند.

قالی ایرانی از دیرباز معروف و مورد استفاده بوده. گزنفون تاریخ‌نگار یونانی در کتاب سیرت کوروش می‌نویسد: «ایرانیان برای این‌که بسترشان نرم باشد قالیچه زیر بستر خود می‌گسترند.»

سالنامهٔ چینی سوئی‌سو در دورهٔ ساسانی از فرش پشمی ایران به عنوان کالای وارداتی به چین نام می‌برد

فرش معروف بهارستان در کاخ تیسفون نیز به خاطر شکوهش بازتاب گسترده‌ای در ادبیات اسلامی داشته‌است.

هم‌اکنون ۴۰ درصد صادرات قالی ایرانی از طریق استان آذربایجان شرقی صورت می‌گیرد.

قالی تبریز

قالی تبریز یکی از انواع قالی‌های ایرانی است. این قالی در شهر تبریز بافته می‌شود. این شهر یکی از مهم‌ترین مراکز بافت قالی در ایران است و قالی‌های بافت آن از تنوع و گوناگونی بسیاری برخوردارند.

شمار رج‌های قالی تبریز معمولاً از ۲۴ رج شروع شده و تا ۱۱۰ رج ادامه می‌یابد. رج که به واحد تراکم گره اطلاق می‌شود، بهترین روش برای ارزیابی کیفیت قالی به‌شمار می‌رود؛ هرقدر شمار رج‌های یک قالی بیش‌تر باشد، کیفیت آن نیز مطلوب‌تر خواهد بود. قالی‌های ظریف معمولاً از نخ‌های ابریشمی یا پنبه‌ای بافنده می‌شوند.

تبریز یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مراکز قالی‌بافی در سطح ایران و جهان است و نقش مهمی را در زمینهٔ توسعه و گسترش سنت‌ها و هنرهای تزئینی و کاربردی بازی می‌کند.

اوج هنر قالی تبریز مربوط به سده‌های دوزادهم تا شانزدهم میلادی بوده‌است. شکل‌گیری ۲۰۰ شاهکار هنری قالی تبریز با ادغام هماهنگ هنرهای بافندگی و نگارگری ایرانی در طی ۱۴ سده، سطح بالای هنر بافندگان قالی را در این شهر به عرصهٔ نمایش گذاشته و مکتب کلاسیک تبریز بنیان نهاده شد. این مکتب به ۲ زیرشاخهٔ اصلی تبریز و اردبیل تقسیم می‌شود.

زبان ترکی در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/09/09ساعت 14:21  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

محمدبن سيرين گويد: اگر بيند قالي پهن نموده بودند و دانست ملك اوست، دليل است عمرش دراز بود و روزي بر وي فراخ شود. اگر بيند بر قالي نشست و ندانست جاي كيست، دليل كه حالش متغير شود.

ابراهيم كرماني گويد: اگر درخواب بيند بر قالي كوچك نشسته بود، دليل كه عمرش كوتاه بود. اگر بيند آن قالي كوچك در زير او دراز شد، دليل كه روزي بر وي فراخ شود. اگر بيند قالي پيچيد و به كنج خانه نهاد، دليل است اقبال خود را به دست خود كند.

حضرت دانيال گويد: اگر درخواب قالي را سبز و پاكيزه بيند، دليل بر جمعيت بود در دين و دنيا. اگر قالي را در خانه ديگران بيند كه انداخته بود، دليل است سفري نمايد و از آن سفر منفعت بسيار حاصل كند.

منوچهر مطيعي تهراني گويد: قالي معيشت است و هم عمر و اين بستگي دارد به اين که قالي را کجا و چطور ببينيم و خودمان نسبت به قالي چه وضع و موقعيتي داشته باشيم. اگر در خواب نسبت به قالي فاصله داشته باشيد معيشت و روزي شما است ولي اگر بيننده خواب به قالي مربوط و چسبيده باشد عمر است. اگر در خواب ببينيد که اتاقي متعلق به شما است اما فرش ديگري در آن گسترده است صاحب فرش هر که هست به شما سود مي رساند و شما از او بهرهمند مي گرديد. اما اگر ببينيد که اتاق متعلق به ديگري است و قالي شما آن جا پهن شده صاحب اتاق هر که هست از شما بهره مند مي گردد حتي روزي شما را مي برد. اما اگر در خواب ندانيد صاحب قالي کيست يا آن اتاق به چه کسي تعلق دارد در هر دو حال
ت خود شما صاحب آن ها هستيد و تعبير به اهميت و ارزش قالي بستگي مي يابد. اگر در خواب ببينيد که قالي مي بافيد کارتان روال مطلوب و خوب پيدا مي کند ولي اگر در قالي که مي بافيد مشاهده کنيد نقش ها به هم ريخته در کارتان آشفتگي پديد مي آيد. اگر در خواب ببينيد که روي قالي محقري نشسته ايد خوب نيست چه از کوتاهي عمر و تنگي معاش نشان دارد.



1ـ ديدن قالي در خواب به معناي آن است كه دوستان ثروتمند هنگام نيازمندي با ياري شما خواهند شتافت .

2ـ اگر خواب ببينيد بر قالي راه مي رويد ، نشانة نشاط و كاميابي است .

3ـ اگر در خواب چند قالي بخريد ، دلالت بر آن دارد كه سودِ فراواني نصيب شما خواهد شد . اما اگر خواب ببينيد چند قالي مي فروشيد ، نشانة آن است كه به سفري لذتبخش و سودآور خواهد رفت .

4ـ اگر دختري خواب قالي ببيند ، نشانه
آن است كه صاحب خانه اي زيبا و خدمتكاراني خواهد شد .
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/11/07ساعت 18:26  توسط استاد محرم محمدزاده  | 


مختصری از عیوب احتمالی فرش

عیب، ناهنجاری و عارضه ای است که بر اثر آسیبها و آفتها بر فرش و مواد اولیه آن وارد می شود و نه تنها از زیبائی و بهنجاری این دستباف می کاهد، بلکه بهره دهی کامل و عمر مفید آن را نیز کاهش می دهد. ممکن است این عیبها در مرحله تهیه مواد اولیه، یا بافت فرش یا در مراحل نهایی چون حمل و نقل بوجود بیاید

در اینجا، ابتدا انواع عیوبی که ممکن است در یک قالی بوجود بیاید، توضیح داده می شود

اصیل نبودن طرح: اگر فرش از روی نقشه هایی که طرح آن با معیارهای خارجی و ناشناخته تهیه شده است بافته شود، می گویند این فرش اصالت ندارد، یعنی اگر طرح فرشی از ویژگیهای قومی و فرهنگی و همچنین آداب و رسوم و طبیعت زندگی مردم الهام نگرفته باشد، آن طرح را غیر اصیل می گویند و از لحاظ تجاری بویژه بعد خارجی تجارت آن از ارزش و استقبال کمتری برخوردار می شود

بافت نامرغوب : ممکن است بدلایل متعددی، قالی بافته شده، دارای بافت مرغوبی نباشد، برای مثال متر یک خامه، متناسب با رج نقشه نباشد یا ابزار قالیبافی معیوب باشند که به بافت قالی صدمه می رسانند. و یا اینکه عدم دقت کافی در بافت و چله کشی و سایر مراحل کیفیت فرش بافته شده را پائین بیاورد

بالازدگی : بالازدگی یا به اصطلاح دراز شدن طول فرش به دلیل استفاده از مواد اولیه (خامه، تار و پود) نامناسب با رجشمار فرش مورد نیاز در هنگام بافت حاصل می شود گاهی ممکن است به علت عدم شناخت بافنده به مواد و اندازه های آن و یا عدم اطلاع کافی انباردار و یا حتی فروشنده مواد اولیه، موادی که در بافت قالی به کار می رود، متناسب با رجشمار فرش نباشد

به هم خوردگی گل ها : اگر عمل بافت یا پود دادن و زدن دفتین در تمام مراحل بافت بطور یکنواخت انجام نگردد و یا اینکه بافت مطابق نقشه نباشد، در آخر کار بافت، متوجه عیبی به نام بهم خوردگی نقشه خواهیم شد که ممکن است یک گل در یک قسمت از قالی با گل مشابه و قرینه آن در قسمت دیگر از فرش تفاوت پیدا کرده باشد، این عیب در اثر عواملی از جمله عدم دقت بافنده و یا عدم تناسب مواد بارجشمار نقشه بوجود می آید

پائین زدگی: پپائین زدگی یا کوتاه شدن و یا به اصطلاح کوتاه نشستن قالی بعلت استفاده از مواد اولیه با متریک و نمره های نامتناسب با رجشمار فرش در فرش ایجاد می شود

پوکی (توخالی) : گاهی اوقات برای کاهش زمان بافت و یا صرفه جویی در مقدار مواد مصرفی مانند خامه و نخ و ابریشم و کاهش قیمت تمام شده قالی، ضخامت چله های آن را ضخیم تر از مقدار استاندارد آن تهیه و به کار می برند که در نتیجه قالی تولید شده، سبک، توخالی و نامرغوب خواهد شد و دوام و استحکام فرش کاهش می یابد

پیچیدگی : اگر عمل دفتین زدن یکنواخت و یکسان زده شود، فرش تولیدی ایرادی را پیدا نخواهد کرد، اما در بعضی از مناطق کشورمان از جمله کردستان و بویژه بیجار، حسب عادت و فرهنگ خاص خود، این عمل دفتین زدن و کوبیدن آن مقداری بیشتر و قوی تر انجام می گردد که اینکار موجب انحراف قالی و ایجاد پیچیدگی در عرض و لوله شدن لبه های فرش در طول آن می شود که اغلب قابل اصلاح هم نیست

ترنج داشتن: در اصطلاح قالیبافی به نقطه وسط قالی یعنی نقطه ای که کلیه زوایای فرش نسبت به آن نقطه مساوی و یکسان باشد، ترنج فرش گفته می شود. اگر در هنگام بافت کلیه جوانب بافت بطور یکسان و یکنواخت و هماهنگ نباشد، مشکل ترنج در فرش حاصل می شود که در اصطلاح می گویند فرش ترنج دارد و یا اینکه ترنج وسط نیست

جویدگی : جویدگی یا بره بره بودن نوعی عیب در فرش است که در اثر استفاده از قیچی که کاملاً تیز و سالم نبوده و عمل قیچی زدن هم به طور صحیح انجام نشده است، حاصل می شود. بدین صورت که یک قسمت از فرش از صافی و یکنواختی بقیه قسمتهای آن برخوردار نیست. قیچی و قیچی کردن قسمت های بافته شده فرش از جمله مواردی است که باید با دقت و مهارت کافی انجام گیرد. اگر این موارد رعایت نشود “خواب فرش” یکدست نمی شود

چند چین یک پود : فرش سالم و مرغوب تولید شده فرشی است که پس از هر رج بافت، پودین (پود زیر و پود رو) آن کشیده شده باشد. در بعضی از مناطق تولید قالی، برای صرفه جویی در وقت و مصرف مواد، پس از بافت دو یا سه و گاهی اوقات بیشتر از دو یا سه رج بافت، پودگذاری انجام می گیرد که اصطلاحاً به آن «چند چین یک پود» گفته می شود

خلوتی: اگر متن فرش دارای طرح زیاد باشد و یا به اصطلاح پر کار باشد، کار بافت آن زیادتر می باشد. در واقع اگر متن فرش از طرح های متنوع و ظریف برخوردار باشد و تمام متن به عنوان مثال پوشیده از گل و بوته و … باشد، بافنده موظف است که با دقت و مهارت و صرف زمان بیشتری کار کند، حال اگر قسمتی از متن فرش نسبت به قسمت مشابه و یا قرینه آن تفاوت داشته باشد و خلوت تر باشد، می گویند فرش خلوتی دارد

دو دست شدن: اگر بافنده ای مقداری از کار بافت فرش را خود انجام دهد و به هر دلیل از ادامه کار خودداری نماید، بافنده دیگری کار بافت را ادامه خواهد داد و در واقع فرش توسط دو نفر بافته می شود که در این صورت فرش مذکور دچار عیبی به نام «دو دستی» می شود و علت این امر را می توان در تفاوتی که در قدرت ضربه های دست بافنده، حرکات دست بافنده، قدرت بینایی و سایر شرایط روحی و جسمی بافنده ای با بافنده بعدی جستجو کرد

دورنگی : گاهاً، هنگام مشاهده متن بعضی از فرشها متوجه می شویم که قسمتی از متن آن در مقایسه با بقیه قسمت های فرش مذکور از لحاظ رنگ متفاوت است. این تفاوت ممکن است از کمتر از یک سانتی متر تا حتی نصف کل فرش باشد

ذرتی شدن (ته خواب شدن): چنانکه در حین بافت روی گیری به وسیله قیچی، زیاد گرفته شود و ارتفاع پرز در سطح قالی بسیار کوتاه باشد به طوری که با لمس کردن دست، پرزها احساس نگردد این قالی عیب دار است، زیرا دوام قالی بعلت نداشتن پرز و کوتاه بودن آن به مراتب کم شده و از ارزش آن نیز می کاهد. این عیب گاهی در سرتاسر قالی و گاهی در قسمتهای مختلف قالی دیده می شود. ممکن است یک قالی بعلت کهنگی و فرسودگی دچار همچنین ایرادی شود

رگه داشتن: رگه یا رگه دار شدن عیبی است که به صورت خط و یا خطوط باریک در سطح و یا پشت فرش نمایان می شود که این خطها دارای رنگی روشن تر و یا تیره تر و یا به طور کامل ناهماهنگ با سایر قسمت های متن و یا پشت فرش است. علت ایجاد این عیب را می توان از یک دست نبودن و یا از بدی رنگ خامه ها دانست. چون رنگرز در هنگام رنگرزی دقت کافی به عمل نیاورده و در نتیجه نقطه سطح خارجی خامه آن قسمت که دچار رگه شده است، رنگ گرفته و مغز آن رنگ را جذب نکرده است و زمانی که در دست بافت قرار گرفته و کار بافت به اتمام رسیده است و بافنده آن را قیچی زده است، معلوم شده است که قسمت درونی پشم، رنگ نگرفته و در این مرحله خود را به عنوان «رگه» نشان داده است

رنگ آمیزی (بد رنگی) : هر گاه بین رنگ حاشیه و متن یا لچک ها و ترنج ها هماهنگی وجود نداشته باشد، قالی بد رنگ خواهد بود

سره داشتن: اگر یک قطعه فرش که در تهیه مواد آن و همچنین نصب دار قالی و  چله کشی و بافت آن دقت و مهارت کافی به عمل آمده باشد را روی سطح صافی بیاندازیم و قسمت بالای آن را روی قسمت پائین آن بیاندازیم (از قسمت طولی روی هم تا کنیم به صورتی که قسمت های عرضی روی هم بیافتد) و میزان کنیم، بایستی چهار گوشه فرش کاملاً روی هم منطبق و مساوی هم باشند اصطلاحاً به این فرش، فرش بدون سره گفته می شود. اما اگر قسمتی از بالا یا پائین فرش بلندتر و یا کوتاه تر از سر دیگر باشد، می گویند فرش مذکور سره دارد

شانه داشتن (سرکجی): در برخی از فرشها، اگر از طول آنها راتا بنمائیم و یک نیمه طولی را بر روی نیمه دیگر قرار دهیم، متوجه می شویم که طول یک نیمه فرش بیشتر از سمت دیگر آن می باشد این حالت را سرکجی فرش می گویند

شل شدن چله ها : در بعضی از مناطق ایران به دلایلی از جمله: انجام کارهای کشاورزی و دامداری و یا بر حسب عرف و عادت و یا تفننی بودن بافت قالی، معمولاً مدت زمان بافتن قالی در دست بافت آنها کمی بیشتر از زمان معمول بطول می انجامید به این دلیل و همچنین بر اثر عوامل محیطی مانند تغییر فصل، رطوبت و سرما و گرمای محیط محل قالی بافی، چله ها به مرور شل می شوند و استحکام و دوام آنها هم کاهش پیدا میکند بطوریکه ممکن است تحمل ضربه های دفه (دفتین) را از دست بدهد و پاره شود و بافنده مجبور شود که چله های پاره شده را به هم وصل کند و گره بزند. گره ای که این شکل زده می شود از  رو و پشت فرش، به خصوص پس از شست و شو نمایان می شود و جزو عیوب قالی محسوب می شود و لذا بافت آن قسمت چله که شل شده است نامرغوب به نظر می رسد

بدقواره شدن (اندازه فرش): فرش معمولاً از لحاظ اندازه دارای استانداردهایی می باشد. مانند پشتی، ذرع و چارک، ذرع  و نیم، قالیچه، پرده ای و … اگر در فرش بافته شده از لحاظ طول و عرض یا یکی از آنها، رعایت اندازه نشده باشد می گویند بدقواره است یا پهن شده است یا دراز شده است و یا خارج از استاندارد است که عیب می باشد. ممکن است فرش هایی با اندازه بزرگ و اندازه های مربع و دایره و بیضی و لوزی و یا به اصطلاح اندازه های غلط، حسب سفارش و سلیقه مشتریان بافته شوند اما در حالت معمول، اندازه های مذکور باید رعایت گردند

کوبیدگی : اگر بافنده در قسمتی از بافت قالی در دست بافت، تعداد لاهای پود ضخیم یا نازک را کم کند و یا اینکه دفتین را محکم تر از سایر قسمت های قالی بکوبد. در این قسمت از قالی تراکم و کوبیدگی بیشتر از بقیه قسمت های آن می شود که عیب محسوب شده و به آن «کوبیدگی» قسمتی از قالی گفته می شود

کجی: کجی فرش هم یکی از عیوب قالی است که ممکن است بعلت کوبیدن بیش از حد گلیم بافی اولیه بافت باشد و یا استفاده از دار یا دستگاه قالیبافی نامرغوب و همچنین یکنواخت نبودن چله ها و شل یا سفت بودن بیشتر قسمتی با قسمت دیگر آن ممکن است چنین عیبی را ایجاد نماید و موجب شود که قالی تولیدی عیب کجی را که شامل شکم زدگی (به بیرون و یا به داخل متن) و یا «شمشیری شدن» (دارای انحنایی شبیه خمیدگی شمشیر) و … هست را پیدا کند

کیس یا کیستی: معمولاً در بعضی از قالیها در حاشیه های اول و آخر و همچنین حاشیه های بغل جمع شدگی قالی دیده می شود به نحوی که قالی در محل کیسی اضافه تر بنظر میرسد و برجسته است، این عیب را اصطلاحاً «کیس» قالی می گویند. این نوع قالیها یا ضمن اینکه در محل کیسی ظاهر خوبی ندارند بیشتر در معرض سائیدگی قرار گرفته و زودتر پرزهای آن در ناحیه کیسی از بین میرود و علت بوجود آمدن این عیب در حاشیه های بغلی، قرار گرفتن شئیی در زیر دار مانند سرپرزهای اضافی و اشیاء دیگر است که در اثر فشار چله و دستگاه در آن محل به قالی کشش وارد شده  و به اصطلاح جا باز می نمایم

لوچه داشتن : لوچه نوعی عیب در فرش است. اگر یکی از گوشه های چهار گانه فرش نسبت به گوشه های دیگر آن تفاوت داشته باشد، اصطلاحاً می گویند فرش لوچه پیدا کرده است که حالت نوک کجی می باشد که از لحاظ عرض و طول مقداری بلندتر از سایر گوشه ها است و حالت لب آویزان را پیدا میکند. این عیب دراثر شل شدن چله ها و یا عدم دقت در زمان بریدن و جداسازی فرش بافته شده از دار یا هنگام پائین کشی فرش حاصل می شود

ضعیف بودن نقشه: اگر فرش بافته شده دارای نقشه های جذاب و گیرا و دارای پیام خاصی نباشد که از ریشه های قومی، فرهنگی و تاریخی الهام گرفته باشد و موجب خشنودی و طیب خاطر بیننده را فراهم نکند می گویند فرش مذکور «نقشه ندارد

پارگی: بعضی از قالیها بویژه حاشیه آنها پارگی دارد، پارگی در کناره قالیها معمولاً از یک سانت تا ۲۰ سانت است. در بعضی از قالیها نیز سوراخهایی ریز و درشت، کم و یا زیاد دیده می شود که از عیوب قالی محسوب می شود. عدم رعایت دوخت صحیح در پائین کشی قالی های فارسی باف و ایجاد سوراخ در جای سوزنهای دوخت در قالی و  گلیم بافی اول قالی و یا استفاده بیشتر از نخ پنبه (تار و پود ضخیمتر) و به جای آن کاهش مصرف نخ پشمی، موجب ایجاد این حالت میگردد

تقلب در بافت فرش: ممکن است قالی تولیدی دارای انواع تقلب در گره هاباشد. مثل گره جفتی که در شمال خراسان رایج است یا «بی گره بافی» که در استان کرمان و بخشی از آذربایجان رایج است

شل بافی: در بافت فرش گره باید کاملاً کشیده شود و خامه گره در پشت فرش به یک اندازه باشد در غیر این صورت گره درشت فرش به صورت زایده ای برجسته دیده خواهد شد. این کار نخست باعث شکفته شدن سریع گره ها و در وهله بعد، باعث عیبدار شدن پشت فرش می گردد جهت جلوگیری از این عیب باید دو سر نخ گره را در هنگام بافت کاملاً و به طور همزمان کشید

بد قیچی بودن : در بعضی از مناطق فرشبافی، درحین بافت، قالی پرداخت می شود که به آن پرداخت دستی گفته می شود و با قیچی پرداخت صورت می گیرد. ارتفاع پرزها باید از حد معینی کمتر نشود (برای ابریشم ۵ میلی متر و برای پشم ۸ میلی متر). گاهی چند رج از فرش از حد استاندارد کمتر پرداخت می شود که در نهایت مجبور می شوند بقیه قسمتهای قالی را نیز کوتاه کنند

غلط بافی: گاهاً در اثر بی دقتی و یا نداشتن سواد نقشه خوانی، قالی دارای عیبهای غیر قابل اصلاح میگردد. مثلاً نقشه کامل بافته نمی شود یا جای لچک، ترنج عوض می شود و یا اینکه گلها و بندها شکل واقعی خود را از دست میدهند و بهم ریخته، می شوند

رنگ رفتگی: رنگ رفتگی قالی ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد، معمولاً قبل از رنگرزی الیاف، باید آن ها را صابون شور کرد تا پشمها رنگ را به خوبی بگیرد، اگر این عمل انجام نگیرد، الیاف خوب رنگ را نمی گیرند و در بافت خود را نشان میدهد. یا عمل دیگری از قبیل نور زیاد و یا شستشو باعث رنگ رفتگی قالی شود

پود نما شدن : اگر در حین بافت پود نازک بیش از حد کوبیده شود، در اصطلاح میگویند که فرش «پود نما» شده است که در پشت فرش پود نازک به صورت برجسته دیده میشود

علاوه بر عیبهای ذکر شده که در واقع ایرادات اساسی در یک قالی تولید شده هستند، ممکن است عیوب دیگری نیز در یک قالی دیده شود مثل بید زدگی یا سفیدک زدن قالی که دارای اهمیت کمتری هستند.

+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/03ساعت 10:52  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

دستورالعمل نگهداری و شستشو

 پاکیزه کردن

برای تمیز کردن فرش جاروی دستی توصیه می شود . از جاروی برقی با دور خیلی تند و همچنین از جارو با برس چرخ دنده ای استفاده نفرمائید

نورآفتاب

هرگز فرش را بطور مداوم در جهت نور آفتاب شدید قرار ندهید. جهت جلوگیری از نور شدید از پرده ضخیم یا کرکره استفاده نمائید

 سایش

هر چند وقت یکبار فرش سر و ته شود که به یک اندازه پا خورده و در معرض سایش قرار گیرد . اگر مجبور هستید قسمتی از فرش را زیر درها قرار دهید ، درب را طوری تنظیم کنید که هنگام چرخش با فرش تماس نداشته باشد

 حرکت فرش

فرشها نیز بعضاً در روی موکتهای صاف یا سنگ و موزائیک و سرامیک کف اطاق بر اثر پاخوردن حرکت می کنند . برای جلوگیری از این مورد می توان از آسترهای اسفنج مانند یا شبکه های توری از جنس ( پی وی سی ) نرم استفاده نمود. این آسترها بایستی کوچکتر از ابعاد فرش باشند

 تمیز کردن لکه ها

لکه آدامس را با یخ سفت نمائید . با احتیاط با کمک یک کاردک آن را از سطح فرش جدا کنید

▪ لکه شمع را با یخ سفت نمائید . با احتیاط با کمک یک کاردک آن را از سطح فرش جدا کنید

▪ لکه جوهر معمولی ( دوات ) را با کمی ماست مخلوط نمائید و جمع کنید . این کار را چند نوبت انجام دهید تا کاملاً جوهر جذب ماست شود

▪ آب میوه ، چای ، شیر ، شکلات و قهوه را با آب نیمه گرم و صابون و یا شامپو تمیز نمائید

▪ مایعات شیرین ( شربت ، چای شیرین و ... ) پوسیدگی فرش را تسریع می کند. حتماً اثر این مایعات را سریعاً از فرش پاک نمائید

▪ برای زدودن اثرات روغنی و چربی و واکس از صابون و سرکه سفید و پاک کننده های خنثی استفاده نمایید

▪ اثرات خون و تخم مرغ با محلول نمک ، صابون و سرکه سفید با آب نیمه گرم پاک می شوند

▪ روغن ریخته شده را ابتدا با قاشق جمع کنید . یک تکه پارچه سفید بر روی محلول آلوده شده بگذارید و روی آن را با اطوی نیمه گرم اطو کنید، روغن موجود در جسم فرش جذب پارچه سفید خواهد شد

▪ جهت زدودن دوده، به ویژه بر روی موکت تیره رنگ، روی لکه نمک بپاشید. پس از ۵/۱ ساعت با جارو برقی آن را پاک کنید

 شستشوی فرش

توصیه می شود شستشوی فرش را به شرکتهای معتبر قالیشوئی بسپارید . قبل از شستشو گرد و خاک از فرش زدوده شود. از شامپوی مخصوص فرش استفاده کنید

 خشک کردن فرش

فرش را روی داربستهای مخصوص ، در نور ملایم آفتاب پهن کنید بطوریکه هوا در اطراف آن کاملاً جریان داشته باشد

▪ از آویزان کردن یا بر روی چمن پهن کردن یا استفاده از نور تند و سوزنده آفتاب جهت خشک کردن فرش خودداری نمائید

▪ استفاده از حرارت مستقیم وسایل حرارتی چون بخاری ، شومینه ، رادیاتور و ... جهت خشک کردن فرش ، به فرش صدمه می رسان

▪ جهت خشک کردن رطوبت قسمتی از فرش ،به کمک اسفنج ، حوله و یا پارچه پنبه ای ، آب را جمع آوری کرده و سپس قسمت مرطوب را در مقابل آفتاب ملایم و یا بوسیله حرارت ملایم سشوار دستی ، از پشت و روی فرش خشک نمائید.

+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/03ساعت 10:47  توسط استاد محرم محمدزاده  | 


واژه قالی و تاریخچه آن از دیدگاه دهخدا

قسمي از گليم پرزدار منقش گرانبها که خالي نيز گويند. (ناظم الاطباء). مهمترين محصول صنعتي ايران حاضر قالي و قاليچه دست بافت

است . قالي بافي از صنايع بسيار قديم ايران است . ميگويند که اسکندر  وقتي براي اولين بار مقبره کوروش بزرگ را بازديد نمود مشاهده

 کرد که آن با قالي خيلي خوب پوشيده شده و نيز ميگويند که در قصر تيسفون يا طاق کسري در زمان ساسانيان يک قطعه قالي وجود داشته

که با جواهر و فلزات قيمتي پوشيده شده بود، ولي شرح اين قالي آنقدر با افسانه آميخته شده که نميتوان آن را کاملاً باور کرد. در

آسياي وسطي تکه هاي قالي قديمي پيدا ميشود که متعلق به ادوار قبل از اسلام است .در نقاشيهاي بعضي از نقاشان قرون وسطي در اروپا

قالي هائي نشان داده شده که مي بايست ساخت ايران باشد. نمونه هاي اوليه قالي و قاليچه که در موزه ها و گنجينه هاي شخصي است و م

حققاً ميتوان آنها را به ايران نسبت داد متعلق بزمان قبل از دوره صفويه است . علت اينکه از زمان قديمتر از آن نمونه قالي بدست

نيامده آن است که اغلب اشياء صنعتي براي نگاه داشتن ساخته ميشدند و قالي براي استعمال ، و اگرچه قالي نسبتاً بادوام است ، در

 نتيجه استعمال زياد پس از مدتي کهنه شده از بين ميرود. در قاليهاي قديمي کمتر نوشته اي ديده ميشودکه تاريخ و محل ساخت آن را بطور

تحقيق بتوان معين کرد. گمان ميرود که بعضي از اين قالي ها در تبريز در زمان حکمراني سلاطين ترکمان و مغول که قبل از صفويه سلطنت

ميکردند ساخته شده باشد. بعضي از قاليهاي قديمي را به اواخر قرن نهم هجري (اواخر قرن پانزدهم ميلادي )نسبت ميدهند، زيرا نقشه

هاي آنها خيالي تر و رنگ آميزي آنها با قالي هاي اوائل دوره صفويه فرق دارد. احتمال ميرود که قاليبافي در زمان سلطنت طويل شاه

طهماسب به اعلي درجه ترقي رسيده باشد. درجه تکامل صنعت دراين زمان ميرساند که قالي بافي تاريخ قديمي داشته و با اينکه نمونه هائي

از ترقي آن در دست نيست معهذا ثابت ميکند که دوره مديدي طول کشيده تا به اين درجه رسيده . چون محل ساخت اغلب قالي هاي اوائل

اين عصر معلوم نيست ، معمولاً قالي هاي دوره صفوي را از روي نقشه آنها طبقه بندي مينمايند. در ميان نقشه هاي مختلف و مهمتر از همه

طرحي است که در وسط ترنجي دارد. نمونه بسيار مشهور اين قسم نقشه قالي مسجد اردبيل فعلاً در موزه ويکتوريا و البرت در لندن ميباشد.

آن فرش قالي بزرگي است که طول آن ده متر و نيم و عرض آن قدري کمتر از 5 متر و نيم است (5/34 فيت و 5/17 فيت ). از روي تخمين معين

کرده اند که اين قالي تقريباً 32 مليون گره دارد! دور ترنج مرکزي را نقشهاي کوچکي که به گل شاه عباسي موسوم است احاطه نموده و

آن عبارت از نقش مدور يا بيضي شکلي است که وسط آن گل و دور آن را حلقه اي از گل با برگ گرفته در هر گوشه متن قالي يک چهارم

ترنجي کشيده شده . يکي از خصائص اين قالي بزرگ نمايش قنديل مسجد ميباشد که در دو سر ترنج کشيده مثل اينکه از آن آويزان است . متن

قالي از نقش گل و برگ پوشيده شده و آنها نقش تاک مشبک و پرکاري را با نظم کامل تشکيل ميدهند. گلها با رنگهاي گوناگون خودروي

زمينه سرمه اي رنگ برجسته بنظر مي آيد. رنگ قرمز که با زمينه سرمه اي تباين دارد زياد شفاف نيست و مايل برنگ قنديل است . رنگ

سبز نيز در اين نقشه از رنگهاي برجسته است . در حاشيه قالي نقشهاي کتيبه اي است که بين آنها گل شاه عباسي ميباشد. مسئله قابل

توجه آنکه نقش حاشيه اين قالي روي کاشيهاي ديوار صحن مسجد اردبيل ديده ميشود. در حاشيه اين قالي اسم مقصود کاشاني برده شده

است، ولي معلوم نيست که اين شخص سازنده و بافنده قالي بوده يا تقديم کننده آن . تاريخ اين قالي بر طبق اين نوشته 942 ه.ق م

(1536 است . اين قالي ازشاهکارهاي صنعت زمان شاه طهماسب ميباشد و تصور ميشود که در تبريز بافته شده باشد زيرا جنس پشم آن

اين مطلب را تاييد مينمايد. قاليهاي معروف ديگر اين عصر که داراي طرح ترنج هستند در موزه ها و مجموعه هاي شخصي در تمام دنيا

ديده ميشود. از طرحهاي مهم ديگر اين دوره چندين ترنج متصل بهم است و متن قالي را بچندين قسمت منقسم مينمايد. در موزه ويکتوريا و

البرت در لندن قالي اي به اين طرح موجود است که از بهترين نمونه هاي اين صنعت محسوب ميگردد. نمونه عالي ديگري در موزه متروپوليتان

نيويورک است که حتي از قالي مسجد اردبيل نيز ريزتر بافته شده است . بسياري از قاليهاي خوب اين دوره مظهر استادي و مهارت نقاشان

آن عصر است  در مجموعه شخصي بارون هتواني يک پارچه قالي وجود دارد و طرح آن بقدري عالي است که اگر عکسي از آن برداشته شود کپيه

مينياتور مينمايد و با آن مشتبه ميشود. نظير آن قالي بزرگ ديگري است که نصف آن در موزه صنايع تزييني پاريس و نصف ديگر در کليساي

بزرگ کراکو در لهستان ميباشد. بعضي از قالي و قاليچه هاي اوائل عصر صفوي با نخهاي طلا و نقره بافته شده ، رنگ اصلي حاشيه معمولاً

با رنگ زمينه آن تباين دارد. در بسياري از قاليهائي که طرح ترنجي دارند تصوير حيوانات نيز نقش شده است و اين طرح حيوانات در

بعضي قاليها آنقدر اهميت پيدا کرده که آنها مشهور به نقش حيوان شده اند

يکي از قالي هاي مشهور نقش حيوان که اکنون در موزه متروپليتان نيويورک است در مقبره شيخ صفي الدين در اردبيل بوده است . يکي از

اقسام ديگر قالي آنهايي است که به شکاري معروفند زيرا مناظر شکارگاه و صيد روي آنها نقش شده است يکي از مشهورترين اين قاليها در

موزه پولدي پزولي در ميلان ايتاليا ميباشد. بافنده آن غياث الدين جامي است که اسم وي روي آن نوشته شده و تاريخ آن 949 ه.ق م

(1543 است . شايد مشهورترين قالي هاي بافت ايران قالي شکاري متعلق بدولت اطريش باشد که از ابريشم بافته شده و با نخهاي طلا و

نقره زينت يافته است و بر روي هم اين قالي نماينده استادي نقاش آن است نه بافنده ، بعضي از تصاوير آن بقدري به نقاشي هاي سلطان

محمد شباهت دارد که جمعي از اهل فن معتقدند که او نقشه اين قالي را تهيه کرده است . قالي هاي ابريشمي ديگر نيز از اين زمان موجود

است که معمولاً آن را از کاشان ميدانند. در موزه ملي تهران قالي ابريشمي سفيد بسيار عالي است که ترنج آن سياه رنگ ميباشد. روي اين

زمينه روشن درختان انار برنگ سفيد کرم رنگ يا برنگ عاج دارد. پرندگان مختلف قشنگي در ميان شاخهاي درختان نقش شده است . اين

قالي قشنگ بعقيده پروفسور پوپ در ربع سوم قرن دهم هجري (ربع آخر قرن 16 ميلادي ) بافته شده و سابقاً در مقبره اردبيل بوده است

قالي نامبرده ببزرگي قاليهائي که شرح داديم نيست و قالي هاي اين دوره را با قاليچه هاي عصر بعد مربوط ميسازد. از قاليهائي که به

هرات نسبت داده شده عده اي است که نقشه آنها گل و مو پيچ پيچ ميباشد که در اطراف گل شاه عباسي بزرگ کشيده شده و آن عبارت است

از طرح گلي که دور آن حلقه مدور يا بيضي شکل از برگ دارد. نقشهاي اسليمي که شبيه به نواري است که عرض آن مختلف ميباشد در اين

نوع قالي و قالي هاي بسيار ديگر اين عصر نيز ديده ميشود. در قالي هاي هرات نقش ماهي نيز ديده ميشود که ببرگ بلند تاشده اي شباهت

دارد. يک قالي که به اين سبک بافته شده و احتمال ميرود که از زمان شاه عباس باشد در خزينه امام رضا در مشهدمحفوط است . از اوائل

دوره صفوي تا آخر سلطنت شاه عباس ببافتن اين قبيل قالي ها مبادرت ميشد. هرچه زمان ميگذرد، نقشه گل شاه عباسي بزرگتر ميشود. قالي

 هاي هرات در طرح قالي هاي هند نفوذ مهمي داشته . اولياريوس آلماني که در زمان شاه عباس به ايران مسافرت نموده مينويسد که بهترين

قاليهاي ايران در هرات بافته ميشد. دردوره صفويه قالي هاي ابريشمي که نقش گل و برگ تيره رنگ داشت و در بافتن آنها نخهاي طلا و نقره

بکار ميرفت تهيه و بعنوان تحف هدايا جهت بعضي از سلاطين اروپا فرستاده ميشد. عده اي از اين قاليها در لهستان پيدا شده و تا چندي

قبل بنام قالي هاي لهستاني معروف بود تا اينکه در مقايسه با قاليهاي نظير آن ثابت شد که آن قاليها بافت ايران است يک قطعه قالي

نظير قاليهاي فوقالذکر که نقش درخت سرو و بوته گل دارد در مقبره شاه عباس ثاني در قم هست و زير آن اسم نعمت اللّه جوشقاني

بافنده آن نوشته شده است با تاريخ 1082 ه. . ق. (1671 م .). قسم ديگري به نام قاليهاي باغي معروف است . عموماً طرح اين قاليها

عبارت است از نقشه اي که حوضي در وسط دارد. اطراف آن بوسيله جويها بقسمتهاي مربع مستطيل تقسيم شده و اين قسمتها با نقش گل و

گياه تزيين يافته . يک قسم ديگر قالي هايي است که به اسم شاه عباسي يا طرح اصفهان معروف است . در اروپا و آمريکا آنها را به نام

قالي هاي گلداني ميخوانند زيرا نقشه بعضي از آنها گلداني است که از آن شاخ و برگ بيرون مي آيد. از خصائص مخصوص اين قسم قالي آن

است که از خطوط متوازي که سراسر قالي را گرفته اشکال گل و برگ منشعب ميشود. گلهاي شاه عباسي و اشکال گل و برگ که در اين نوع

قالي ديده ميشود شبيه به نقشه بعضي از قاليهاي هرات است . بعضي از اين قالي ها به کرمان نسبت داده ميشوند ولي احتمال ميرود که ه

مان نقشه در جوشقان که از قالي هاي طرح اصفهان در آنجا بافته شده بکار رفته باشد. پروفسور پوپ ميگويد: شايد مطالعه دقيق

قاليهاي اوليه بهترين مقدمه براي آگاهي از صنايع ايران باشد زيرا اين صنعت بيش از تمام صنايع خصائص مخصوص و رسوم متنوع قديمي را

در بر داشته و مراحل مختلف زندگي و فرهنگ ايران را نشان ميدهد. قاليهاي عالي ايران را شعرا مدح گفته و سياحان تمجيد و تعريف

کرده اند. سلاطين کشورها بر آن حسد برده و کشورهاي ديگر از آن تقليد کرده اند. قالي هاي ايران روح حقيقي صنعت اين کشور را مجسم

ميسازد. در زمان قاجاريه قالي و قاليچه ايران در خارجه اهميت بسزائي يافت . بزرگترين مرکز قاليبافي ايران در زمان قاجاريه اراک و

نواحي اطراف آن بوده است . قاليهاي اين منطقه را تجار قالي به چهار طبقه تقسيم کرده اند. بهترين آنها ساروق نام داشت ، درجه دوم

را محال (محل ) و سوم را مشيرآباد و آخرين قسم به نام ليلاهان معروف بود که کرک بلند داشت و اغلب در دهستان ارمني نشين بافته ميشد

قالي هاي قديم ساروق از محکمترين قالي هاي ايران بشمار ميرود نقشه آن عبارت است از ترنجي در وسط و زمينه باز که فقط از چند تصوير

پوشيده ميشد. رنگهاي آن خوب و به رنگ سرمه اي و قرمز بيشتر اهميت داده شده است . قالي هائي که معمولاً قالي محال ناميده ميشود خيلي

ريز بافته نشده ولي منظم و مرتب است . نقشه اينها عموماً گل و برگ است و رنگهاي آن بيشتر به رنگهاي تيره متمايل است . رنگ قرمز

متن برجسته و متباين با رنگ سرمه اي حاشيه بوده . قاليهائي که به قالي مير معروف هستند قديم ترين و خوش جنس ترين قالي هائي هستند

که در سربند بافته ميشده اند، نقشه آن بوته هاي ترمه اي است . اين بوته ها متن قالي را گرفته و از جهت شباهت به اسم گلابي و

بادامي معروف است . حاشيه آن نقشه اي از خطوط راه راه و نقش مو دارد. قالي هاي فراهان کرک کوتاه داشته و اغلب زمينه سرمه اي

دارند دو قسم نقشه در آنها ديده ميشود يکي نقشه ماهي که از ماهي هاي کوچکي که گاهي بشکل برگ پيچيده بنظر مي آيد تشکيل يافته و

ديگري نقش گلخانه است که از دسته هاي گل مرتب تشکيل شده است . در دوره صفويه کاشان براي قالي هاي ابريشمي معروف بود ولي پس از

صفويه تا مدتي صنعت قاليبافي در اين شهر متروک شده بود تا در عصر حاضر قاليبافي در آنجا دوباره برقرار شده رواج يافت قالي هاي

کاشان از حيث بافت از بهترين قالي هاي ايران است . کرک آن کوتاه و معمولاً داراي نقش ترنجي در وسط ولچکهائي در گوشه ميباشد و از

پشم و ابريشم بافته شده است . جوشقان در دوره قاجاريه براي يک نوع نقشه مخصوص ترنج وسط و اشکال مستطيل معروف مي باشد. اصفهان

مرکز قاليبافي مهمي نبوده ولي دستگاه هاي قاليبافي آنجا چند قالي جنس عالي بافته است . و قاليهاي آنجا معمولاً نقش شاه عباسي دارند که

ترنج و گل شاه عباسي باشد.قالي هاي قديم کرمان معمولاً زمينه روشن داشته و رنگهاي آن طوري است که منظره روشن به قالي ميدهد. طرح و

نقشه آن اغلب عبارت است از درخت زندگي که گاهي درگلدان قرار داده شده و درختان سرو و نقشه گل و برگو تاک پيچ پيچ . بعضي از

قاليهاي اعلا در نقشه خود اشکال حيوانات دارند. در رفسنجان و ساير نقاط کرمان نيز قالي بافته ميشد. قالي هاي معروف به شيراز اغلب

بوسيله قبائل قشقائي و چادرنشينهاي ديگر بافته ميشود و خيلي نرم و شل است و معمولاً ترنجهاي لوزي شکلي در وسط مکرر شده و رنگهاي

آن اغلب جالب است . در همدان و دهستان هاي اطراف آن قالي هاي زيادي بافته ميشود. قالي هاي قديم اين ناحيه خصائص مخصوص داشته و با

پشم شتر بافته ميشده است . در ملاير قالي هائي بافته ميشد که شبيه قاليهاي همدان و مخصوصاً اراک است . قالي هاي خراسان يا مشهد از

حيث جنس خيلي عالي است و سطح آنها از گلهاي مناسب پوشيده شده و طرح ترنجي در وسط دارند و در نقشه بعضي از آنها تصوير حيوانات

ديده ميشود. قبائل چادرنشين نواحي خراسان قاليهائي مي بافند که بنام قالي ترکمن يا بخارا معروف است . زمينه اين قاليها قرمز تيره

و نقش آنها از يک سلسله کثيرالاضلاع تشکيل يافته و به اسم نقشه پاي فيل موسوم است . قاليهاي بلوچ نيز بوسيله چادرنشينان بافته

ميشود و مانند قالي هاي ترکمن ولي از آنها شل تر و نرمتر است . آذربايجان از قرنها پيش براي صنعت قاليبافي مشهور است . در تبريزهمه

جور قالي بافته ميشود. قالي هاي کهنه تبريز اغلب داراي رنگ قرمز و نقشه ترنجي هستند ولي نقشه مخصوصي نيست که بتوان آن را نقشه تبريز

گفت . قالي هاي هريس از بهترين قاليهاي تبريز است . قاليهاي گوراوان در قريه گوراوان و اطراف هريس بافته ميشود. قاليهاي قره جه

در ناحيه قره داغ در شمال تبريز بافته ميشود ومعمولاً کوچک و بشکل کناره هستند. در زنجان در دوره قاجاريه قاليهاي کوچک بافته ميشد

که بواسطه بکار رفتن رنگهاي جوهري در آنها مرغوب نبود. استعمال اين گونه رنگهاي مصنوعي و شيميائي که در دوره قاجاريه مرسوم

گرديد ضرر و لطمه بزرگي بشهرت قالي هاي ايران دردنيا وارد آورد خوشبختانه استعمال رنگهاي جوهري قدغن شده است . از حيث تنوع در

نقشه ، رنگآميزي و مهارت در بافتن ، قالي و قاليچه ايران حتي در دوره قاجاريه که صنعت رو به پستي رفته بود در دنيا نظير نداشت 

قالي خوب ايران مانند قطعه شعر زيبائي است که بافنده آن مانند شاعر جمال طبيعت را ترجمه و بصورت شي زيبائي درآورده که هم قشنگ و

هم قابل استفاده است . (ازترجمه تاريخ صنايع ايران تاليف ويلسن صص 188 - 217). سينگر سارجنت نقاش معروف آمريکائي گفته : تمام

نقاشي هاي دوره تجدد (رنسانس ) ايطاليا ارزش يک تخته قالي ايراني را ندارد:
    نه پرد بلبل اندر باغ جز بر بسد و مينا
    نه پويد آهو اندر دشت جز بر قالي پرنون            رودکي 
    
    اي زهدفروشنده تو از قال و مقالي
    با مرکب و با ضيعت و با سندس و قالي              ناصرخسرو  
    هرچند که پشم است اصل هر دو
    بسيار به است از پلاس ، قالي                       ناصرخسرو    
    آن کل عفريت روي با همه زشتي
    قالي بافد همي و ايضاً محفور                      سوزني     
    چون مرا سندس است و استبرق
    شايد ار قالي مرندي نيست                              خاقاني
    
    خونت براي قالي سلطان بريختند
    ابله چرا نخفتي بر بورياي خويش                   سعدي    
    گر آزاده اي بر زمين خسب و بس 
    مکن بهرقالي زمين بوس کس                          سعدي-بوستان

 

+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/03ساعت 10:39  توسط استاد محرم محمدزاده  | 


تاریخچه فرش آذربایجان شرقی (تبریز)

آذربايجان شرقي در شمال غربي ايران قرار دارد از شمال به دره رود ارس و قفقاز و از غرب به درياچه اروميه و استان آذربايجان غربي، از جنوب به استانهاي آذربايجان غربي و زنجان و از شرق به استان گيلان و اردبيل محدود است. شهرهاي مهم آن، سراب،اهر، مراغه، مرند و ميانه مي باشد.
آب و هوا آذربايجان شرقي كلا‍ً سرد و خشك بوده كوهستاني بودن منطقه و عرض جغرافيايي بالا از عوامل برودت قسمت اعظم استان و كمي ارتفاع و اثرات ملايم كننده درياي مازندران از عوامل اعتدال پاره اي از مناطق استان به شمار مي روند. به طور كلي آب و هواي معتدل، كوهستاني بودن منطقه و ساير اختصاصات طبيعي و جغرافيايي، تبريز و نواحي آن را براي كشاورزي و دامداري مستعد ساخته و فراورده هاي دامي خود مردم هنردوست و صنعتگر آن را به جانب صنايع دستي بويژه هنرهاي دستي از جمله فرشبافي سوق داده است.
سرزمين آذربايجان بنابه اسناد تاريخي و يافته هاي باستان شناسي با قدمتي در حدود (عصر ديرينه سنگي) يكي از مناطق باستاني ايران محسوب مي شود. شايد مهم ترين حادثه در تاريخ آذربايجان در قرن يازدهم اتفاق افتاده باشد چه در اين زمان تركان سلجوقي بر ايران غلبه كردند و ايالات آذربايجان و همدان را به عنوان اقامتگاه دائمي خود برگزيدند. در اندك زماني در اين دو ناحيه زبان تركي جايگذين زبان فارسي و عربي شد و تبريز نيز بصورت شهر ترك زبان درآمد كه تاكنون نيز بهمين حال باقي مانده است.
در قرن چهاردهم و هفتم و هشتم هجري، زمان سلطه مغول، اين ايالت رشد فوق العاده اي يافته و تقريباً به صورت مركز سياسي و فرهنگي ايران در مي آيد.
قالي بافي مي بايست در آذربايجان ريشه كهن داشته باشد. تأمين مواد اوليه و سهولت دستيابي به ضرورتهاي اين حرفه نسبت به ساير مناطق ايران بيشتر بوده و تبريز را نه تنها بازار فرش بلكه بازار مناسبي براي ساير توليدات در قرون ميانه ساخته بود.
تبريز از زمان هلاكوخان مغول از مراكز عمده توليد و دادوستد قالي بوده است. پا به پاي شهر هرات (در خراسان قديم و حاليه افغانستان) قالي بافي در آن مراحل تكاملي خود را مي پيموده است. بخصوص در زمان صفويان با ايجاد كارگاههاي بزرگ قالي بافي، بافندگان طراز اول گردهم آمده به بافت نمونه هاي ارزنده اي دست يافتند كه از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره كرد:
قالي مشهور مسجد اردبيل (1539م) كه اكنون در موزه ( ويكتوريا و آلبرت) لندن از آن نگهداري مي كنند.
قالي ديگري كه مربوط به همين مسجد بوده و آن نيز در شهر لندن (مؤسسه دوين است.
يك تخته قالي كه به امپراطور چالز كوئينت( Charles Quint) تعلق داشته است
دو تخته قالي بسيار زيباي موزه پولدي (Poldi) ميلان كه اولي مربوط به سال 1522 م و داراي امضاي غياث الدين جامي و دومي مي بايست بدون ترديد مربوط به نيمه دوم قرن 16 باشد.
مدت چندين قرن از قالي ايران به عنوان كالاي تجاري استفاده مي شد ولي ميزان اين تجارت ناچيز بود تا اينكه در قرن 15، مردم كشورهاي مغرب زمين آنرا شناختند و براي آن ارزش قايل شدند و از قرن 17 به بعد هم پس از آنكه قالي ايران به خارج از كشور راه يافته بود صنعتكاران تبريز با دريافت سليقه مردم اروپا و آمريكا دست به بافتن قالي هايي زدند كه بازار آن كشورها را به خود اختصاص دادند.
تبريز كه در موارد بسياري همواره علمدار نهضتهاي مختلفي بوده است در اعتلاي هنر فرشبافي ايران نقش به سزايي داشته و رونق دوباره و احياي هنر فرشبافي را در اواخر دوره قاجاريه و اوايل سلطنت پهلوي و راهيابي فرش ايران را به بازارهاي جهان و گسترش اين حرفه در تمام نقاط ايران را تنها مرهون هوش و ذكاوت بازرگانان و قاليبافان صبور اين منطقه بايد دانست.

تاريخ طراحي فرش تبريز طراحي قالي آن هم در تبريز به خاطر بروز حوادث تاريخي و تحولات اجتماعي سياسي دست خوش تغييرات و فراز و نشيب هايي بوده است و گاه اين تحولات باعث قدرت گرفتن و اهميت يافتن نقش شهر تبريز در عرصه هنر طراحي فرش گرديده است كه مختصراً به آن اشاره مي كنيم.
پايه ريزي مدارس و مكاتب فرهنگي و هنري كه حتي در عصر پر آشوب تيمور نيز ادامه يافت شهر تبريز را همراه با شهرهاي آباد ماوراءالنهر، قطبي پر جاذبه در دنياي قديم ساخت.
پس از سقوط هرات به دست شاه اسماعيل صفوي، تبريز پايتخت پر قدرت ايلخانيان و مكتب دوم هنرهاي ايراني، مركز شايسته اي براي تجمع هنرمندان و نشر آثار بي نظير فرهنگي و هنري در دنياي آن روز مي شود. حضور نقاشان بزرگ ايراني نظير بهزاد و سلطان محمد و همچنين كتابخانه سلطنتي در تبريز، به رشد شكوفايي هنرهايي نظير كتاب آرايي و نقاشي كمك بسيار كرد. در اين مكتب، هنر طراحي فرش، بدون ترديد جاي خاصي داشته و طرحهاي آن بوسيله نقاشان بزرگي كه در تبريز زندگي مي كردند ترسيم مي شد و همينطور اين موقعيت ويژه باعث شد كه هنرمندان طراح قالي در تبريز با اهتمام بيشتري به اين هنر بپردازند.
مكتب دوم هنر ايران در تبريز عمر چنداني نيافت و اين پايگاه هنري به قزوين و اصفهان منتقل شد. در آغاز كه هنوز فرش جنبه كالاي تجاري نيافته بود، توسط نقاشان و مينياتوريستها طراحي مي شد كه عمدتاً به سفارش سلاطين و افراد ثروتمند بود و به مرور زمان كه تجارت فرش رونق گرفت و با ورود اروپائيان در دوره صفويه و خواستار شدن آنان از فرشهاي ايراني با طراحي سنتي، طراحي فرش به شكل شغلي خاص، ابتدا با حمايت سلاطين صفوي و سپس بصورت شغلي مستقل درآ‌مد و تبريز محل مناسبي براي اين هنر اصيل گرديد.
بعدها انتقال پايتخت و جنگها و آشوبهاي بسيار، تا حدودي از رونق شهر تبريز كاست ولي اين شهر قبل از هر شهر ديگري در دوره قاجار شروع به تجديد حيات در زمينه طراحي نقشه فرش كرد.
از آنجا كه شهر تبريز، شهري تقريباً مرزي محسوب مي شود، با كشورهاي همجوار ارتباط فرهنگي و اقتصادي داشت و همچنين روح نوجويي و پيشرفتي كه در اين شهر وجود داشت باعث گرديد كه به زودي هنرهاي مختلف، از جمله هنرهاي گذشته و به خصوص فرش در آنجا احياء شود.
با ايجاد شعباتي از كمپاني هاي خارجي خريدار فرش و طهور تجار ايراني، بازارهاي خارجي به روي فرش تبريز گشوده شد. شهر تبريز به علت سابقه قبلي بافت فرش و طراحي آن و نزديكي به كشورها و بازارهاي خارجي شرايط مساعدي براي بافت فرشهاي مختلف و با كيفيت خوب داشت. طراحي فرش تبريز با پيروي از گذشته پر رونق خود، كم كم به شكل رشته اي قابل ارائه در آموزشكده ها و كارگاههاي طراحي قالي درآمد تا اينكه پا به پاي مدرسه هنرهاي زيباي تهران، مدرسه صنايع مستظرفه تبريز با وضعيت مشابهي تأسيس و شروع به فعاليت كرد. اين مؤسسه فرهنگي به زودي محل كار و فعاليت هنرمندان برجسته تبريز در رشته هاي مختلف هنري گرديد. بسياري از هنرمندان برجسته تبريز نظير ميرمنصور و رسام ارژنگي و برخي از طراحان بزرگ ديگر تبريز در آن زمان در ايجاد اين مدرسه و اعتلاي هنر طراحي سنتي و طراحي قالي به شيوه كنوني تلاش فراواني نمودند و همينطور در طراحي فرشهاي با ارزش كه براي كاخ هاي سلطنتي و عمارات حكومتي بافته مي شد، مشاركت داشتند

ساختار

ريز بافت ترين فرشهاي ايران در تبريز بافته مي شود. گره با قلاب و از نوع متقارن (تركي) و پودگذاري بصورت دو پوده (مانند كليه نواحي ترك زبان) است.
تار فرش تبريز اغلب پنبه اي و بسياري مستحكم و با دوام و پود و پرز پشم است. اما فرشهاي ابريشمي نيز بصورت گل ابريشم، تمام ابريشم و يا چله ابريشم بافته مي شود و قاليچه هاي چله ابريشم تبريز در نوع خود از بهترين فرشهاي ايران است كه قسمت عمده ابريشم آن از خراسان و تهران تهيه مي شود.
قسمت عمده پشمي كه در صنعت قاليبافي تبريز مورد استفاده قرار مي گيرد از منطقه ماكو، كه كوهپايه باريكي است، تهيه مي گردد. ماكو در شمال غربي ايران بين تركيه و جمهوري نخجوان كه جزء اتحاد جماهير شوروي سابق است، قرار گرفته است. پشم ماكو مرغوب است ولي قدري خشن تر و زبرتر از مناطق ديگر شمال غربي و غرب كشور است. همين مختصات سبب شده كه قاليهاي تبريزي قدري خشن شود. زماني بخشي از پشم تبريز از اروميه و مهاباد، دشت مغان. خوي و سلماس نيز تأمين مي شد.
در مورد پرز فرشهاي تبريز بايد به اين ويژگي اشاره كنيم كه حالت ظاهري اين پرزها نه درخشان است و نه ابريشمين، و اين موردي است كه درباره ساير گونه هاي فرش ايران نيز صادق است. اين عدم شفافيست و خشكي را نمي توان به كيفيت به پشم نسبت داد كه كاملاً عكس اين قضيه است و پشمها بخصوص وقتي كه از ماكو و يا از دشت طالش آورده مي شوند داراي كيفيت بسياري عالي هستند. اين پديده را در قالي هاي جديدي كه داراي بافت بسيار ظريفي هستند و حتي در قالي هاي قديمي نيزمي بينيم. عدم شفافيت و خشكي اين قاليها ناشي از رنگرزي آن و استفاده از آب شور تبريز است كه داراي نمك فراواني است.
نخ هاي پود قالي هاي تبريز، از دو رشته تشكيل شده اند: يكي از آنها ضخيم و ديگري نازك است. اولين رشته (سفيد يا خاكستري) كه براي حجيم كردن كردن قالي و انعطاف پذيري آن در نظر گرفته شده است بصورت كشيده از ميان نخ هاي تار كه در دو سطح زير و رو قرار دارند عبور مي كند. رشته دوم نيز كه غالباً به رنگ آبي نفتي يا قرمز است، از ميان همين تارها مي گذرد. با اين تفاوت كه نخ هاي تاري را كه رشته پود اول از هم جدا كرده بطور محكم به يكديگر پيوند مي دهد. يعني رشته نخ هاي تارهاي زيرين در رو و تارهاي رويي در زير قرار مي گيرند. با توجه به پشت قالي ها، متوجه مي شويم كه قالي هاي جديد تبريز، با قالي هاي قديمي آن تفاوت دارند، زيرا كه پشت قالي هاي جديد بيش از قالي هاي قديمي داراي خطوط برجسته تري است. اگر قالي هايي را كه براي گره هايشان از خامه نازكتري استفاده مي كنند مستثني كنيم، قالي هاي تبريز بطور قابل توجهي،‌ضخيم، سنگين و بادوام هستند.
قالي هايي كه در تبريز بافته مي شوند از لحاظ رج شمار به شرح زير هستند:
25×25، 30×30، 35×35، 40×40، 50×50، 60×60 ( گره در هر پنجره 7 سانتي متري).
نوع 25×25 قاليهاي ارزان قيمت است كه براي فروش در بازار بافته مي شود. نوع 30×30 نوعي معمولي و بازاري است. 35×35 معمولاً نوعي است كه شركتهاي اروپايي سفارش مي دهند تا مطابق با سليقه و با طرح مورد علاقه شان بافته شود. رج شمارهاي بالاتر فرشهايي با فشردگي و تراكم بالا نظير فرش هاي ابريشمي هستند.
تقسيمات حاشيه در تبريز خارج از معيارهاي قديمي و سنتي مي باشد و به نوعي طراحان آن را متحول ساخته و كم و زياد مي‌كنند. به طور كلي در اكثر مناطق مخصوصاً تبريز، اندازه بندي حاشيه را بدين گونه انجام مي دهند كه پهناي كل حواشي حدوداً يك ششم كل عرض فرش باشد و در محدوده مشخص شده براي حاشيه، پهناي حاشيه اصلي دو برابر حاشيه فرعي باشد. حاشيه معروف تبريز، حاشيه سماوري يا توسباغي است كه در آن دو اسليمي در كنار هم قابي را تشكيل داده اند كه شكل سماور را تراعي مي كند. به نقش سماور هراتي نيز مي گويند.
قالي هاي قديمي تبريز داراي حاشيه هاي با قاعده تر و متناسب تري بودند. حاشيه اين قاليها معمولاً بسيار عريض است و رنگ آن با رنگ زمينه تفاوت دارد. اين حاشيه ها هم داراي نقش هاي آشفته پيچيده اي از شاخه هاي گلدار است كه در بين آن برگهاي بزرگي از نخل با فاصله معيني از يكديگر قرار گرفته اند. كاربرد كتيبه در طرح هاي امروز حاشيه تبريز، رواج زيادتري دارد و استفاده از گل فرنگ در درون اين كتيبه ها نيز ديده مي شود.
همچنين طراحان تبريزي نوعي حاشيه كار مي كنند كه در آن نقشهاي حاشيه اصلي وارد حاشيه هاي فرعي شده و يا گاهي طرحهاي حاشيه فرعي داخل حاشيه اصلي مي شوند كه نام حاشيه مرافل برآن نهاده اند. در كل حاشيه قاليهاي غني و پربار است و اين حاشيه تا هفت عدد قاب ثانوي مي تواند داشته باشد كه با ظرافت خاصي مزين به برگهاي چرني يا گل هايي هستند كه توسط زينت هاي مارپيچي يا شاخه هاي كوچك گل دار به هم متصل شده اند.
ترنج نقشي است كه در وسط فرش قرار مي گيرد و شكل آن ممكن است دايره، بيضي، لوزي و يا چند پره باشد. اندازه ترنج در فرشهاي تبريز معمولاً تا حدودي بزرگتر از حد معمول است و ترنج هاي اين شهر از تنوع و گوناگوني زيادي برخوردار هستند و انواع نقش مايه ها را در آنها مي توان پيدا كرد، ازجمله نقوش پرندگان و حيوانات مختلف و دسته گل هاي فرنگ كه شامل گل هاي طبيعي هستند در متن ترنج تبريز ديده مي شود. گلدان و نقوش زير خاكي نيز از عمده نقش هاي ترنج هاي تبريز هستند.
طراحان تبريز همه نوع ابداع و نوآوري را در لچك ها بوجود آورده اند به طوري كه لچك هاي اين شهر نسبت به ساير شهرها متنوع تر و رنگارنگترند. حركت آزادانه اسليمي ها كه باعث ايجاد اشكال قابي شكل و تودرتو مي شوند در لچك قالي هاي تبريز مانند ساير مناطق كاربرد فراوان دارند. هم چنين به كارگيري اسليمي هاي دهن اژدري با شاخه هايي مزين با برگهاي نوك تيز در تبريز رايج مي باشد و به طور كلي اكثر اسليمي ها از جمله خرطومي، دهن اژدري، ساده و شكسته، گلدار، اسليمي هاري در طرح هاي فرش تبريز به خوبي نمايانگر است و شايد تبريز به علت تنوع طرح هايش تنها شهري باشد كه از اين همه اسليمي ها در قاليهاي لچك و ترنج و حاشيه و خصوصاً متن استفاده مي كند

تجهيزات اختصاصي

دار تبريزي

دار تبريزي يا عمودي را از اين رو تبريزي مي نامند كه ظاهراً در تبريز اختراع شده است. در شهر تبريز انواع ديگر دار استفاده نمي شود چون اين دستگاه ساده است و به كار بردن آن آسان و در عين حال ارزان نيز هست. در اغلب مراكز قاليبافي واقع در شهرهاي شمال غربي و مركزي ايران نيز اين نوع دار به كارمي رود. اين دار نسبت به دار روستايي از چندين لحاظ برتري دارد. كار خسته كننده كلاف كردن چله ها و گره زدن آنها به تير فوقاني و دوختن قسمت بافته شده قالي به تير زيرين در اين دستگاه حذف گرديده است. هنگام پايين كشيدن قالي مي توان با بيرون كشيدن چهارگوه از شكاف باهوها چله ها را به سرعت رها ساخت. به اين ترتيب قالي پايين مي آيد و قسمت بافته شده را طوري بر روي دار قرار مي دهند كه به سهولت مي توان آن را مورد بازرسي قرار داد

قلاب تبريزي

در شهر تبريز كارد مخصوص به كار برده مي شود كه با كاردهاي ديگر اختلاف مهمي دارد. اين كارد تركيبي است از يك تيغه تيز و قلابي شبيه قلاب دكمه انداز كه در انتهاي تيغه تعبيه شده است. از قلاب براي گره زدن و به جاي گره زدن بوسيله دست، و از تيغه براي بريدن نخ پس از بستن گره استفاده مي كنند.
در سراسر ايران نوعي شيوه قاليبافي تقلبي رواج يافته كه به شهرت نيك قالي ايران بسيار لطمه زده است. اين روش زيان آور اين است كه به جاي گرفتن دو رشته تار و بستن گره به آن، گره را به چهار تار مي بندند، به اين ترتيب فرشي كه بافته مي شود تنها نصف گره هايي را كه بايد داشته باشد دارد. شهر تبريز يكي از مراكز معدود قاليبافي است كه اين بيماري در آن شايع نشده است علت اين امر به اين دليل است كه قاليبافان تبريز چون براي بستن گره به جاي انگشت از قلاب استفاده مي كنند، بستن گره با قلاب امكان پذير نمي شوند. نتيجه اين مصونيت به طور كلي به نفع قاليبافان تبريز تمام مي شود

طرح های رایج

امروزه در تبريز همه نوع طرح را مي توان پيدا كرد كه البته بررسي همه آنها امكان پذير نيست و به زمان زيادي احتياج دارد هر چند با گسترش طرح ها و نقش ها در نقاط مختلف كشور، ديگر نمي توان به طور يقين طرحي و يا نگاره و موتيفي را متعلق به نقطه اي خاص دانست و به همين ترتيب نمي توان فرش منطقه اي را با ديدن طرحي و يا نگاره اي تشخيص داد. به طور مثال در تبريز نمونه فرشهايي بافته مي شود كه جدا از بافت و رنگبندي، داراي طرحي از منطقه كرمان است كه در تبريز به طرح كرمان قلم مشهور است.
به طور كلي طرح و نقشه فرش هاي تبريز بيشتر از سليقه خريداران تبعيت مي كند. طراحان تبريز اگرچه در اصول از طرح هاي معروف و قديمي پيروي مي كنند اما به اين طرح ها جان مي دهند و زيبايي مي بخشند و نوآوري دارند.
در طبقه بندي كه شركت سهامي فرش ايران از لحاظ طرح و نقش فرشها صورت داده نقشه هاي قالي ايراني در 19 بخش طبقه بندي شده است كه شهر تبريز نيز به جهت تنوع طراحان و كثرت آنها در اغلب اين بخش ها آثار و نمونه هايي دارد از جمله نقشه آثار باستاني و ابنيه اسلامي نقشه شاه عباسي، نقشه اسليمي، نقشه افشان، نقشه بندي خشتي، طرح درختي، طرح شكارگاه، نقشه قابي، طرح گلفرنگ، طرح گلداني و طرح ماهي درهم (هراتي) به خصوص لاك پشتي و همينطور طرح محرابي و نقش محرمات و طرح هندسي و قاليها و قاليچه هاي تصويري و طرح بوته اي

 رنگ بندي

در تبريز و اكثر مناطق آذربايجان بر روي نقشه شطرنجي، به شيوه كدگذاري و شماره نويسي رنگبندي مي شود و هر طراح و رنگ بند براي خود مسطوره اي دارد و براي هر رنگ شماره اي در اختيار دارد كه بر روي نقشه نوشته مي شود.
اغلب فرشهاي ايران داراي رنگهاي بخصوص هستند كه بيشترشان در محل بافت متداول است و با توجه به رنگها مي توان محل بافت را تا حدودي تشخيص داد. ولي در تبريز برخلاف ديگر نقاط ، رنگهاي متنوعي براي بافت فرشها مورد استفاده قرار مي گيرد. رنگ فرش تبريز مانند طرح آن از سليقه هاي مختلف سفارش دهندگان پيروي مي كند اما داراي هماهنگي خاص است. 80 درصد اهميت فرش تبريز مربوط به رنگ و بافت آن است.
قالي تبريز به جهت تنوع توليد كه به خاطر كسرت طراحان و تنوع طرحهاست در زمينه رنگ نيز متنوع تر و گسترده تر از نقاط ديگر مي باشد. كمتر جايي را مي توان سراغ گرفت كه به اندازه تبريز داراي تنوع رنگي باشد. اين تنوع رنگ در تبريز تا جائيست كه حتي به جرأت مي توان گفت كه هنوز بعضي از اين رنگها نامگذاري نشده است.
تبريز علاوه بر رنگ، اكثر سبكهاي بافتي هم كه ديگر نقاط كشور دارند، آزمايش كرده است. سبكهايي مانند تك پود، لول باف، نيم لول، سنه باف و... و در تمام اين نوع بافتها، ابتكار و تغيير و تحول به عمل آورده است.
در گذشته طرحهاي اصيل تبريز داراي رنگهايي با تضاد زياد بوده است. مثلاً در كنار يك رنگ، رنگي ديگر كه هيچ سنخيتي و تشابهي با آن نداشت آورده مي شد. ولي امروزه بدليل افزايش تعداد رنگها و نزديك شدن آنها به يكديگر رنگبنديها داراي تضاد كمتري مي باشند .به طور كلي رنگبندي فرش تبريز را مي توان در سه بخش خلاصه كرد:
رنگبندي كه در آن رنگها داراي كنتراست بالايي با يكديگر هستند كه اكثراً در طرحهاي اصيل گذشته رايج بوده است.
استفاده از رنگهايي با والورهاي متوسط كه فاصله رنگها از يكديگر كمتر شده و تضاد رنگها نيز به همان نسبت كاهش يافته است.
بكارگيري تناليته هاي رنگي نزديك به هم و مشابه كه در زبان تركي به اين رنگها (أولورنگ) مي گويند و نام ديگرش (كهنه رنگ) مي باشد. به عنوان مثال در كنار يك رنگ كرم، رنگ قهوه اي روشني بكار مي رود كه بسيار مشابه كرم است اين روش به فرش حالت كهنگي و يكنواختي مي بخشد.
اكثر توليدات فرش تبريز امروزه از نظر رنگبندي از نوع دوم و سوم هستند.
با توجه آنچه گفته شد فرشهاي تبريز داراي تنوع رنگي بسيار است اما با اين حال باز هم رنگهاي خاصي وجود دارند كه بعضي از فرشهاي تبريز را به خوبي از ديگر فرشها متمايز مي كند كه شايد تنها استفاده كننده اين رنگها تبريز باشد. مثلاً در تبريز نسبت به مناطق ديگر خاكستري هاي رنگي به وفور ديده مي شود.
امروزه در فرش تبريز علاوه برخاكستريهاي رنگي، از رنگهاي صورتي و پوست پيازي زياد استفاده مي شود. در فرشهاي قديم تبريز رنگهاي مورد استفاده شامل رنگ كرم، روناسي، قهوه اي، آبي، سورمه اي و ... بوده است.
در حال حاضر رنگهاي مورد مصرف در صنعت فرش تبريز، اكثراً رنگهاي شيميايي و از نوع كرمي و آنيليني مي باشد كه از خارج كشور تأمين مي شود. گرچه بعضاً و بويژه در فرشهاي هنري از رنگهاي طبيعي نيز استفاده مي شود.
نكته قابل ذكر ديگر اينكه امروزه رنگ فرشهاي تبريز را بازار خارجي تعيين مي كند و آنها در انتخاب رنگ فرشهاي مورد نظرشان روانشناسي رنگ را مد نظر قرار مي دهند كه اين امر باعث نزول نگرش روانشناسي رنگ طراحان و نقاشان داخلي شده است

 رنگرزي

تبريز اولين مركز قاليبافي ايران است كه مواد رنگي كشورهاي مغرب زمين در آن كاملاً رسوخ يافته است و رنگهاي جديد جانشين رنگهاي قديمي شده است. با بررسي گذشته پر فراز و نشيب صنعت فرشبافي مي توان دريافت كه تبريز همواره قطب مهم توليد فرش بوده و متعاقب آن در صنعت رنگرزي نيز از سابقه طولاني برخوردار است و در طي گذشت زمان در زمينه تكنولوژي و تكنيك رنگرزي به پيشرفت و تكامل رسيده است. در زمان اوج هنر و صنعت فرش بافي، يعني در دوران پادشاهي صفويه در تبريز مراكز مهم فرشبافي داير گرديد و در كنار آن كارگاههاي رنگرزي كه غالباً رنگرزي گياهي را انجام مي دادند تأسيس و گسترش يافت. با گسترش روابط ايران و كشورهاي ديگر از جمله اروپائيان صنعت رنگرزي نيز دست خوش تحولات و پيشرفتهاي روز افزوني شد و تاكنون نيز ادامه داشته است. سهولت و سرعت و ارزاني رنگرزي با رنگهاي اروپايي در مقايسه با شيوه معمول در ايران كه مستلزم صرف هزينه و وقت زيادتر بود مردم تبريز را مجذوب خود كرد.
در تبريز از رنگهاي كرمي و آنيليني ،رنگهاي تركيبي كارخانه هاي خارجي كه با بيكرمات پتاسيم تثبيت مي شود، هر دو استفاده مي شود كه رنگهاي آنيليني فقط در قالي هاي ارزان قيمت مصرف دارد

ابعاد

قالي تبريزي از كوچكترين تا بزرگترين اندازه بافته مي شود

معمولاً قالي هاي تصويري تبريز داراي قطعه كوچك يا متوسط هستند و قالي ها ابريشمي هم غالباً در اندازه ها بزرگ مي باشند


 توزيع جعرافيايي

هريس وگراوان
بخشايش
سراب
قراجه
اهر
مرند
مهربان
شربيان
- وضعيت فعلي
از اول قرن حاضر سه عنصر موجب كاهش كيفيت و درجه زيبايي قالي هاي تبريز شده است:
صنعتي كردن فزاينده توليد
پذيرفتن رنگهاي مصنوعي و غالباً نيز از نوع متوسط آن
حالت مبهمي كه اين قالي ها پيدا كرده اند و آن نيز ناشي از تقليد طرح هايي است كه به ساير طبقه هاي قالي تعلق دارند.
با اين همه قالي هاي قابل تحسين مثل قالي هاي سهند را مي يابيم كه تا حدي يادآور نقش قالي هاي هرات مي باشند.
در محصول جديد قالي تبريز، خارج از قالي هاي ابريشمين، شاهد تنزلي در تكنيك و استفاده از مواد اوليه هستيم و تعداد گره قالي نيز كاهش يافته است. ضمناً از ويژگي قالي هاي جديد، پرز بلندتر آنها، رشته نخ پنبه اي ضخيم تر آنها براي تار و پود و گاهي پشم ظريفتر براي گره هاي آن است.
مشخصات مثبتي كه قالي تبريز را از بافته شهرهاي ديگر ايران متمايز مي كند بطور كلي عبارتند از:
گره: هر تخته از قالي تبريز (به استثناي فرآورده هاي غير معمول) با گره تركي بافته مي شوند و هر قالي كه با اين گره بافته نشده باشد نمي توان آنرا تبريزي محسوب كرد.
دو پوده بودن: قالي تبريز دو پوده است و معمولاً پرز آن كوتاهتر و نازكتر و سبكتر از اغلب بافته هاي غير عشايري ايران است.
طراحي : طراحي قالي هاي تبريز عالي و بافت آن بسيار دقيق است. به اين جهت قالي چنان منظم و جا افتاده از كار در مي آيد كه حالت قالي ماشيني را پيدا مي كند. كوتاهي پرزهاي قالي تبريز اين دقت ماشيني را نمايان تر جلوه مي دهد.
مواد اوليه: پشم ناحيه ماكو مخصوصاً پشمي كه از دباغ خانه هاي تبريزبدست مي آيد از پشمي كه در ساير شهرها براي قاليبافي به كار مي رود خشن تر است و در نتيجه قالي هاي تبريز مانند قاليهاي مشهد و كرمان مخملي نيست.
رنگ: رنگهايي كه در قاليهاي تبريز به كار مي رود اغلب تند و خام است.

+ نوشته شده در  جمعه 1389/02/03ساعت 10:29  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

به كليه عملياتي كه منجر به قيمت‌گذاري فرش شود ارزيابي فرش گويند كه اين عمليات عبارتند از بررسي عواملي چون محل بافت، رنگ‌بندي، طرح، نوع مواد مصرفي، رجشمار، نوع رنگرزي خامه فرش، عيوب، ابعاد، سليقه مشتريان قيمت روز بازار، كه براي فرشهاي كهنه علاوه بر موارد فوق عوامل ديگري چون سلامت فرش از نظر نگهداري، شخص توليدكننده و طرح كه گاه با آرمي در فرش مشخص است و قدمت فرش نيز تأثير به سزا دارد كه در زير به شرح مختصري در چند مورد مي‌پردازيم.

1-‌ رنگ‌بندي فرش:

يكي از مهمترين عوامل در ارزيابي، رنگهايي بكار رفته و قرار گرفتن صحيح آنها در كنار يكديگر است كه هر قدر تجربه نقاش و علم شناخت رنگ و بكارگيري تمام جوانب و خواص آن از جمله انواع تضادها، هارموني، تأثيرات رنگ و... بيشتر باشد و از سليقه و رنگهاي مورد پسند بازار داخلي و خارجي آگاهي داشته و در رنگ‌آميزي طرح فرش استفاده كرده باشد بر زيبائي فرش چنان مي‌افزايد كه مي‌تواند عيوب ديگر را نيز تحت اشعاع قرارداده و مشتري به خاطر رنگ‌بندي جذاب از آنها چشم‌پوشي نمايد. زيرا عموم مشتريان به هنگام خريد فرش اولين ملاك را رنگ جهت ست كردن با مبلمان و ديگر تزئينات داخلي منزل قرار مي‌دهند براي مثال گبه هيچ طرح خاصي ندارد ولي برخي از توليدكنندگان با استفاده از علم رنگ گبه‌هايي توليد كه چشم هر بيننده‌اي را خيره مي‌نمايد.

2- طرح فرش:

عامل موثر ديگر در ارزيابي نوع طرح، ظرافت، اصالت، كم‌ياپركار بودن و زيبائي آن است. كه طراح هرچه چيره دستتر باشد مسلماً طرحي زيباتر با رعايت تمامي جوانب زيبائي‌شناسي آفريده كه خود در قيمت فرش و نيز ديد مشتريان تأثير به سزا دارد. البته بايد پذيرفت كه فرش ايران نياز به نو‌آوري در طرح دارد و مي‌بايست طرحهايي جديد و بديع، توجه به اصالت هنر ايراني توسط طراحان خلاق به نقش كشيده شود. اما متاسفانه طراحان بيشتر از روش تلفيق استفاده مي‌نمايند و به همين علت از دوران صفويه تاكنون چندان تغييري حاصل نگرديده و طرحها تكراري و همسان ديده مي‌شوند. عده‌اي نيز از طرحهاي شبيه‌سازي شده از فرشهاي خارجي مبادرت به توليد نموده كه شايد با فروش خوبي نيز روبرو شوند امان ضربه‌اي بزرگ بر پيكره اصالت فرش ايران است .

3- مواد مصرفي در فرش:

معمولاً فرشها از نظر مواد مورد استفاده به شرح جدول زير مي‌باشند:

نوع فرش

الياف خامه

الياف چله

الياف پود

تمام پشم

پشم

پشم

پشم

پشمي

پشم

پنبه

پنبه

ابريشم

ابريشم

ابريشم

ابريشم يا پنبه

چله‌ابريشم

كرك(پشم‌ظريف)

ابريشم

پنبه

گل‌ابريشم

كرك- ابريشم

ابريشم يا پنبه

پنبه

گردابريشم

كرك- ابريشم

ابريشم يا پنبه

پنبه

كف ابريشم

كرك- ابريشم

ابريشم يا پنبه

پنبه

به هنگام ارزيابي علاوه بر دقت در نوع مواد مصرفي به نكات ذيل نيز باتوجه داشت:

الف) به هيچ عنوان از الياف مصنوعي چه به تنهائي و چه به صورت مخلوط يا الياف طبيعي در بافت فرش استفاده شده باشد.

ب) پشم بكار رفته مي‌بايست از نوع مرغوب و يكدست باشد و علي‌الخصوص بايد توجه داشت كه از پشم دباغي در فرش استفاده نشده باشد.

ج) در فرشهاي ابريشم چه گل و چه چله از نوع ابريشم مرغوب استفاده شده باشد زيرا به علت قيمت بالاي آن احتمال تقلب در مواد آن بيشتر است.

4- عيوب فرش:

باتوجه به اينكه فرش هنري است دست بافته و ماشيني نيست مسلماً عيوبي در آن ديده مي‌شود كه مي‌توان به دليل فوق بسته به نوع يا در صد عيب از برخي چشم‌پوشي نمود اما نبايد عيب چنان باشد كه از زيبائي آن كاسته و يا مشكل موزون و اصلي فرش را تغيير دهد، البته در هر صورت در قيمت‌گذاري تأثير دارد. تعدادي از اين عيوب عبارتند از: كجي، سره، شانه، ترنج‌دار بودن، غلط‌بافي رگه، دورنگي، ابرشي، ذرتي، كوبيده‌گي، كيسي، خلوتي، پارگي، يارنو، پوسيدگي، شل‌بافي، بيدخوردگي و...

5- رجشمار فرش:

رجشمار به تعداد گره بافته شده در مقياسي معين گويند كه اين مقياس در فرشهاي فارسي بافت cm5/6 و در فرشهاي با گره آذري cm 7 محاسبه مي‌شود كه هر قدر تعداد اين گره‌ها بيشتر باشد فرش از ظرافت بيشتري برخوردار و قيمت آن نيز به‌الطبع بالاتر مي‌رود.

6- محل بافت فرش:

كارشناس مي‌بايست محل بافت فرش را تشخيص دهد، براي اينكار معيارهايي در نظر گرفته مي‌شود كه عبارتند از طرح، رنگ‌بندي، نوع رنگرزي، مواد مصرفي، نوع گره، شيرازه، گليم بافت، نوع پوددهي و... كه معمولاً فرشهاي مناطق معروفتر باتوجه به خواسته مردم در بازار از قيمت بالاتري برخوردارند.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/10/05ساعت 20:33  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

 ويژگيهای تاريخی و جغرافيايی :
    آذربايجان به دو شكل آذربايگان و آذربادگان نيز در منابع و ماءخذ تاريخی ايران ضبط شده است. فردوسی از آن به نام آذرآبادگان ياد كرده است. در منابع عربی به صورت آذربيجان و در منابع ارمنی آذربايقان هم ضبط شده است و در منابع پهلوی به صورت آتورپاتكان است. قوم ماد پس از مهاجرت به ايران كم كم قسمتهای غربی نجد ايران ازجمله آذربايجان را تصرف كرد. مقارن اين ايام دولت هايی در اطراف آذربايجان وجود داشتند. از جمله دولت آشور در شمال بين النهرين و دولت هيتی در آسيای صغير و دولت اورارتور در محل ارمنستان فعلی و اقوام كادوسی در گيلان و كاسيها در حوالی كوههای زاگرس.
    
    بعد از تاسيس دولت ماد، آذربايجان به ماد كوچك در مقابل ماد بزرگ مشهور شد. بعد از غلبه اسكندر مقدونی به ايران، سرداری به نام آتورپات در آذربايجان به پا خاست و نگذاشت كه آن سرزمين به تصرف يونانی ها درآيد. از آن به بعد به اين سرزمين آتورپاتكان گفتند. وی از طرف مردم به پادشاهی نيز انتخاب شد. بعد از سلطنت دولت سلوكی نيز وی در سلطنت آذربايجان باقی ماند و مانع از نفوذ تمدن يونان به آذربايجان شد. حكومت جانشين آتروپات در آذربايجان در زمان اشكانيان نيز ادامه يافت.
    آذربايجان در حال حاضر درشمال غرب ايران قرار دارد و از شمال با جمهوری آذربايجان و از مغرب با تركيه هم مرز است.

قالی آذربايجان (سوابق توليد و تجارت):
     منطقهء آذربايجان به دليل وسعت مراتع، زمينهای كشاورزي، آب و هوای طبيعی و كوهستانی همواره در توليد قالی از موقعيتی ممتاز بهره مند بوده است. شهر تبريز در ميان كليه مراكز قاليبافی اين خطه دارای مقام و اعتبار به سزايی است. تبريز همگام با هرات در زمان جانشينان هلاکو مركز مهم داد و ستد قالی بوده است. بخصوص در زمان حكومت صفويان با ايجاد كارگاههای بزرگ قاليبافي، قاليبافان طراز اول در اين شهر گرد آمدند و به بافت فرشهای بسيار نفيسی پرداختند كه امروزه بسياری از آنها زينت بخش موزه های بزرگ جهان است. در واقع پس از انتقال پايتخت صفويان از هرات به تبريز، دومين مكتب هنری ايران ( مكتب تبريز) بنيان نهاده شد و به دنبال آن استقرار بيشماری از هنرمندان، از هر صنف و حرفه ای باعث شد كه شهر تبريز به عنوان كانون هنر ، مورد توجه بسياری قرار گيرد و در اين ميان هنر فرشبافی نيز با استقرار نقاشان و طراحان زبده ای چون بهزاد و سلطان محمد دو چندان رشد يافت. تبريز كه در بسياری موارد همواره پرچمدار بسياری از نهضت بود، در اعتلا و گسترش جهانی نام فرش ايران نقش مهمی را ايفا كرد و رونق و احيای هنر قاليبافی ايران در اواخر دوره قاجار و اوايل سلطنت پهلوی و راهيابی فرش ايران به بازارهای جهان و گسترش اين حرفه در ساير نقاط ايران تا حدود زيادی مرهون بازرگانان و تجار و قاليبافان آذربايجاني به ويژه تبريزی است و اين موضوع بيش از سوابق تاريخی آذربايجان در قاليبافی برای آذربايجانيها مايه فخر و مباهات است. در واقع فرش ايران كه در زمان سلسله صفويان به اوج شهرت رسيده بود، به دنبال هجوم افغانها و آشفتگيهای پس از آنها تنزل يافت و تنها در زمان قاجار تا حدی خود را بازيافت و صدور فرش ايران بعنوان كالای تجارتی از راه آذربايجان و تركيه به اروپا آغاز شد و آنگاه كه ذخيره فرش ايران به ويژه در آذربايجان رو به پايان بود، با همت بازرگانان تبريزی در ساير شهرهای بزرگ، قاليبافی عمری دوباره يافت كه در اين ميان مشهد، كرمان، كاشان، اراك و همدان نقش مهمی را بعهده داشتند. تبريز از نيمه دوم قرن نوزدهم و براساس منابع ازحدود دههء آخر قرن سيزدهم هجری قمری توسط بازرگانان اين شهر به امر صادرات قالی به استامبول و سپس به كشورهای اروپايی پيشقدم شد.
    
    سيسيل ادواردز در اين مورد در كتاب خود به نام (قالی ايرانی) نوشته است: (داد و ستد اين كالا در دست بازرگانان تبريزی بود كه مردمانی سرشناس و مايه دار بودند. تجارت خانه های ايشان شعبه هايی هم در استامبول داشت. معاملات اصلی ايشان عبارت از خريد اجناس كارخانه های مغرب زمين و حمل آن به ايران از طريق راه طرابوزان بود).
    صادرات قالی ايران از طريق تبريز تا آن حد برای دولت ايران پر افتخار و مهم جلوه نمود كه تصاويری از اين رويداد بر روی اولين كارت پستالهای زيبايی كه در اواخر دوره قاجار چاپ شده بود، نقش بست و به اقصی نقاط جهان ارسال گرديد. همزمان با شروع اقدامات بازرگانان تبريز در امر صادرات قالی به بازارهای جهاني، تجار و بازرگانان شهرهای مختلف كشور برای وسعت بخشيدن به فعاليتهای خود و استفاده از امكانات و تسهيلات تجاری پايتخت به تهران مراجعت نمودند و در قسمتهای مختلف بازار تهران موجبات ترويج و توسعه هنر قاليبافی را فراهم آوردند.
    همچنين در مناطق مختلف كشور مخصوصا" اراك (سلطان آباد)، تبريز، همدان و كرمان با در نظر گرفتن سليقه كشور های مصرف كننده، اقدام به تهيه قالی در اندازه های مختلف نمودند كه بيشترين قاليهای آذربايجان و همدان از طريق استامبول به كشورهای آلمان و انگليس و قاليهای سلطان آباد و كرمان از طريق بندر عقبه در شمال دريای احمر كه امروزه جزو كشور اردن هاشمی است و بندر عباس در جنوب به ايالات متحده آمريكا صادر می گرديدند. 
    
    به استناد ارنست اورسل سياح فرانسوي، در سالهای 1882 ميلادی بازار فرش فروشان تهران از جالب ترين بازارهای دنيا بود كه در آن قاليهای زيبا در اندازه و نقشه های مختلف برای هر نوع قدرت خريد به معرض فروش گذاشته می شد.
    
    از بزرگترين صادركنندگان فرش تبريز كه اولين پرچمدار صادرات فرش ايران نيز بودند و برخی خود در توليد فرش نيز دستی داشتند می توان به حاج يوسف قاليچی، حاج عبدالله قاليچی، حاج ميرزا جعفراسلامبولچی، حاجی صمدقره قاليچی، ميرزا علی اصغر و ميرزا علی اكبرو اسماعيل قاليچی ( فرزندان شادروان حاج عبدالله قاليچی)، صدقيانی، ايپكچی، حاج محمد ممقانی، محمد اف، ديلمقانی، آواكيان، كاسباريان و اردوبادی اشاره نمود. اغلب صادركنندگان تبربزی به همراه ديگر صادركنندگان فرش ايران در شهر استامبول و در سرايی به نام سرای (والده خان) دفتر تجارت خود را تاسيس كردند كه به مرور ايرانيهای ديگر هم در اين مكان گرد آمدند. از تجاری كه در اين سرا دفتر كار داشتند می توان از شادروانان كرباسی، ديلمقانی، اعرابی، صدقيانی، شالچی، حاج رضا شهلا و همچنين خانواده معروف قاليچی ( حاج يوسف، حاج عبدالله و فرزندانش) نام برد. گفته می شود حاج عبدااله قاليچی و فرزندش ميرزا علی اكبر تنها تجار فرش بودند كه در اولين نمايشگاه بين المللی وين كه در سال 1892 تشكيل شده بود شركت كردند و مقادير زيادی فرش بفروش رساندند. پس از جنگ جهانی دوم كه در سال 1939 ميلادی شروع شد، بسياری از افراد مذكور به تبريز مراجعت نمودند و سرای والده خان نيز تعطيل گشت. اما گفته می شود بقايای اين سرا كه به صورت ويرانه ای درآمده هنوز در استامبول موجود است.
    
    مراكز مهم قاليبافی آذربايجان:
    در يك طبقه بندی كلی می توان مراكز مهم قاليبافی استان آذربايجان را به سه گروه با ويژگيهای خاص تقسيم نمود:

    الف) گروه قاليهای شهری باف آذربايجان كه عمدتا" در غرب اين استان قرار دارند و مهمترين آنها عبارتند از:
    1- تبريز و اطراف آن مانند اسكو،
    2- مرند،
    3- مراغه،
     4- خوي،
    5- اروميه
    
    الف) گروه قاليهای محلی و روستايی آذربايجان كه مهمترين آنها عبارتند از روستاهای
     1- هريس،
    [شهرستان هريس يكي از شهرستانهاي استان آذربايجان شرقي است كه با شهرستان سراب – اهر و بستان آباد همسايه بوده. پيشينه تاريخي محوطه : قدمت محوطه تاريخي كه به نام نهر علي در منطقه هريس مشهور است با توجه به سفالهاي سطحي، به دوره تاريخي اشكاني و ساساني بر ميگردد. براي تعيين قدمت و لايه نگاري تپه نهر علي گمانه زني صورت گرفت و يك دوره استقرار كوتاه مدت اشكاني، به دست آمد و باز با توجه به تكه سفالهاي به دست آمده قدمت تپه را ميتوان به دوره پارت و ساساني تخمين زد.]
    2- گراوان،
    3- بخشايش،
    4- شربيان،
     5- مهربان
    و همچنين شهرهای اردبيل، سراب، مشكين شهر و كيلبر كه عمده قاليهای اصيل آنها از لحاظ طرح و رنگ و بافت در كنار قاليهای محلی و روستايی ايران كه دارای نقوش ساده تر و هندسی است قرار می گيرند.
    
    ج) فرشهای عشايری آذربايجان كه در راس آنها می توان فرشهای عشاير شاهسون را نام برد. هرچند در كنار اين عشاير، ساير كوچندگان استان به ويژه عشاير ارسباران نيز به توليد انواع دستبافها و زيراندازهای زيبا مانند گليم و ورنی اشتغال دارند، اما دستبافهای گره دار عشاير شاهسون، (همچنين تا حدودی عشاير افشار آذربايجان) از شهرت بالايی برخوردارند.

+ نوشته شده در  شنبه 1388/10/05ساعت 20:28  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

تبديل عكس به نقشه فرش ، كدبندي نقشه ، طراحي تابلو فرش كامپيوتري ، طراحي تابلو راگ ، تابلو ست يا هر چيز ديگر كه در مجموعه طراحي فرش قرار دارد  برگرفته از هنر اصیل و ایرانی طراحی فرش است.

انتخاب طرح - اولين و مهمترين مرحله انتخاب طرح است . كسي كه با طراحي فرش و بازار خريد و فروش فرش و سليقه مردم آشنا باشد بهترين انتخاب را مي كند . اگر تازه مي خواهيد شروع كنيد پيشنهاد مي كنيم طرحي را انتخاب كنيد كه با ابعاد كوچك بيشترين كيفيت را داشته باشد و رنگهاي هر قسمت داراي طيف جداگانه باشد .

اگر تصوير شما داراي يك طيف باشد به راحتي و با صرف چند دقيقه مي توانيد آنرا تبديل به يك نقشه فرش كامپيوتري با كيفيب خوب كنيد .

براي اينكه با طرحهاي زيبايي كه فروش بيشتري داشته اند آشنا شويد در قسمت تصاوير گوگل جستجويي انجام دهيد . اين نكته را هم در نظر داشته باشيد كه اين مساله بيشتر در مورد طراحي و بافت تابلو فرش براي فروش كاربرد دارد . ممكن است شما بخواهيد يك پرتره از چهره شخص مورد علاقه خود را طراحي كنيد و آن را تبديل به يك تابلو فرش كنيد كه در اين صورت انتخاب فرش به سليقه شما بستگي دارد حتي ممكن است شما يك تصوير جديد را كه در ظاهر با سليقه مردم سازگار نيست به پايان برسانيد اما بعدا مورد توجه بازار قرار گيرد كه در اين صورت ابتكار شما باعث مي شود يك قدم از بقيه جلو باشيد .

آماده سازي تصوير:

بعد از انتخاب يك طرح خوب استاد فرش به شما پيشنهاد مي كند كه طرح خود را بهتر كنيد . اين كار با اعمال فيلتر ها و كم و زياد كردن قسمتهايي از طرح انجام مي شود . مثلا اگر تصوير مات است كنتراست آنرا بيشتر مي كنيد وهمچنين در صورت لزوم فيلترهاي تصححيح رنگ را امتحان كنيد . يكي از اين فيلتر ها تخيير سطوح رنگ مي باشد.

استاد فرش

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/09ساعت 12:20  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

گلیم نوعی فرش بدون پرز است که با درگیری تاروپود به یکدیگر ایجاد میشود . معمولا تار آن پنبه و پشم وگاهی نخ ابریشم و پود آن از نخهای پشمی و کرک و ابریشم به صورت رنگی استفاده می شود . این فرش در زبان فارسی نامهای مختلفی دارد. گلیم در افغانستان – گیلیم در اوکراین –بداس در قفقاز – لیاط در سوریه و لبنان – چیلیم در رومانی و همچنین کیلیم در ترکیه و لهستان و مجارستان و عربستان از جمله نامهای متفاوت آن است .

تاریخچه گلیم:

تاریخچه ی گلیم بافی به 3500 تا 5000 سال پیش از میلاد برمیگردد که تاریخ آن آغاز نساجی است  و استفاده از آن تقریبا در تمام ایران رایج است . گلیم و فرش ایرانی که سابقه چندین هزارساله دارد از ارزشهای هنری و اقتصادی و تجاری بالایی برخوردار است . این هنر اصیل و سنتی ایرانی در عرصه داخلی و جهانی همواره به عنوان یک هنر صنعت بی رقیب بوده که از چگونگی بوجود آمدن این هنر صنعت اطلاعات چندان دقیقی در دست نیست . نقوش بکار رفته در گلیم نمایانگر ارزشهایی بوده که از موجودات پیرامون محل زندگی آنها سرچشمه گرفته است و شرایط مختلف آب وهوایی تاثیر فراوانی در رنگ بندی ونقوش داشته است که گویای فرهنگ خاص زندگی افراد هر منطقه بوده است .

اجزای دار گلیم بافی:

الف) گوه (گاوه –گاز)

ب) گله (کجو-گرد)

ج) هاف ( شفت – چپگرد – پشت گرد )

د) نیمکت یا تخته

ه) وسایل تنظیم

ابزار گلیم بافی‌ :

1- دفه

2- پنجه

3- قیچی

4- قلاب ( که تشکیل شده از 3 قسمت :دسته .بدنه .نوک )

5- سوکه

انواع بافته هاي گليمي :

زيلو
انواع نقشه هاي زيلو :1-نقش پرته توري (پره توري) 2-نقش جناغي 3-نقش گره 4-نقش گزشنه 5-نقش مسجدي

جاجيم
جاجيم در عين ظرافت و زيبايي و دقتي كه مي بايست صرف بافتن آن گرددسنتي ترين روش بافندگي را مجسم مي سازد و ابزار موردنياز آن ساده ترين وسايل بوده و مهمترين عامل در امر بافت انرژي بازوي بافندگان است .بافت جاجيم پس از تهيه نخ مورد نياز (پشم)در رنگهاي محتلف با چله كشي شروع مي شود واغلب تمام مراحل بافت مخصوصا چله كشي آن باز و شبيه به چله رواني قالي هاي فارسي بافت صورت مي گيرد طول محوطه آن مهم است و عرض آن چندان مهم نيست به طوري كه در يك اتاق نسبتا تنگ نيز مي شود چله كشي را انجام داد و گلوله هاي رنگي نخ توسط شخص چله كش به دور اين ميخهاي چوبي گردانده مي شود
طريقه بافت:پس از گذراندن پود از لابلاي تارهاي چله و با دو دست توسط قطعه چوبي به نام قليچ يا قليش (قليچ قطعه چوبي است بيشتر از عرض چله كه معمولا از چوب سقز درست مي كنند يك لبه آن تيز و لبه ديگرش پهن تر است )ضرباتي بين تارهاط چله وارد مي نمايدتا پود كاملا بين آنها محكم شود. 

 شيريكي پيچ (شريكي پيج)
شيريكي پيچ نامي است كه بافندگان عشاير و گاه روستايي به نوعي از گليم مي دهند.اين نوع گليم از دور شبيه به قالي است و نقوش آن با گره ايجاد مي شودو نقش پود در بافت انتها اتصال كليه تارها بهم مي باشد بطوريكه پود در اينجا اصلا آشكار نيست.
طرح و نقش :
طرح و نقش شيركي پيچ چندان يكسان نيست و از تنوع كافي برخوردار است .

ورني
گليمي فرش نما است كه بدون نقشه و بصورت ذهني توسط زنان و دختران دشت مغان و عشاير حومه اهرارسباران و مشكين شهر و آذربايجان شرقي توليد مي شود.
بيشتر نقوش آن از اشكال حيوانات و وحوش منطقه تاثير پذيرفته است .حيواناتي چون گوزن آهو بز سگ بوقلمون مرغ و خروس گربه مار وعقاب گوسفند و ببر وشتر روباه و شغال و طاووس و پرندگان محل كه به صورت ساده و هندسي بافته مي شود و رنگهاي ورني بيشتر داراي زمينه لاكي سرمه اي كرم سفيد پيازي و آبي روشن است .

سوما ك
گفته مي شود كه واژه سوماك ازنام شماخي شهر قفقاز گرفته شده كه در آنجا در طي قرنها گليمهاي ظريف گلدار پود نما بافته شده است .بافت سوماك بيشتر با بافت پود پيچ انجام مي گيرد ظريفترين گليمهاي سوماك از قفقاز مي آيد و در قرن اخير در بلوچستان توليد مي شود .گليمهايي كه با شيوه سوماك بافته شده است بسيار با دوام و سنگين است و اغلب ظرافتي استادانه نشان مي دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/31ساعت 9:51  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

نرم افزار طراحي فرش طوبي

نرم افزار جديد طراحي فرش طوبي به علاقمندان  طراحي و بافت فرش و استادان و دانشجويان رشته فرش معرفي مي شود .

اين برنامه طراحي تابلو فرش ،طراحي فرش سنتي ، بافت فرش ، رنگرزي و آماده سازي را براي شما ساده تر مي كند و در كنار برنامه هاي ويرايش عكس به شما كمك مي كند تا نقشه هاي فرش زيبا بيافرينيد و از بافت آنها لذت ببريد . پروژه توليد آن با ساخت برنامه اي ساده براي طراحي فرش در سال 1382 شروع شد و در سال 1384 با تكميل آن در شوراي انفورماتيك كشور ثبت گرديد .

حالا مي توانيد عكس مورد علاقه خود را به راحتي به نقشه با اندازه و رنگ دلخواه تبديل كنيد و از ديدن نتيجه كار خود بر روي يك فرش زيبا لذت ببريد .امكانات برنامه
- باز کردن فایلهای تصویری با فرمتهاي رايج از جمله PCX , BMP , JPG , TIFF , PNG ، GIF ، JPEG2000 , غيره به صورت RGB یا نقشه فرش ایندکس شده و ذخيره تصوير طراحي شده به صورت نقشه فرش با فرمتهاي دلخواه .
- امكان كم كردن و زياد كردن تعداد رنگهاي به كار رفته با روشهاي مختلف و بهينه
- تهيه نقشه فرش كدبندي شده به صورت يك ستوني و دو ستوني با تنظيمات دلخواه و ارتفاع سنج براي كاهش اشتباهات بافنده همراه با پيش نمايش
- تهیه نقشه فرش به صورت سنتی شطرنجي با تنظيم كامل ابعاد كاغذ و امكان درج عدد در همه خانه ها يا اولين شماره هر رنگ همراه با پيش نمايش
- تهیه پالت كارت رنگ به همراه گزارش وزن و مشخصات آنها برای رنگرزی همراه با پيش نمايش
- امكان پر كردن دستگاه نقشه خوان صوتي استاد فرش با تصوير طراحي شده
- گزارش وزن و طول یک یا چند نخ خامه در فرش و نشان دادن جاي استفاده از آنها با ابزار ماسک
- باز كردن همزمان تصاوير در يك برنامه و مقايسه پالت آنها به صورت پيشرفته
- پشتيباني كامل از ويندوز ويستا ، Win98 ، XP و ديگر سيستم عاملهاي گرافيكي مربوط به مايكروسافت
- كاربري ديالوگها و منوهاي مورد نياز طراحي فرش به فارسي
- تغيير اندازه طول و عرض تصوير براي بدست آوردن اندازه دلخواه فرش بدون نياز به آپديت رنگها
- مرتب كردن رنگهاي طيف و كارت رنگ به روشهاي دستي و غير دستي و امكان ذخيره آن براي استفاده هاي بعدي
- امكان اعمال فيلترهاي گوناگون به منظور اصلاح تصوير معمولي يا ايندكس شده
- امكان تشكيل طيف يا برداشتن طيف از تصاوير مختلف و اعمال آنها بر روي نقشه فرش
- تسلط كامل بر روي تصوير مانند کوچک و بزرگ کردن و حرکت تصویر
- امكانات بافت صوتي با كيفيت زياد همراه بافنده مجازي جهت جلوگيري از اشتباهات بافنده
- امكان تغيير نقاط تصوير براي تغيير رنگ نقاط حساس در طراحي
- امكان Undo و Redo به منظور برگرداندن تصوير به حالت قبل از طراحي بصورت مرحله به مرحله
- طراحي استاندارد سازگار با برنامه هاي گرافيكي مانند فتوشاپ و كارل

 

دستگاه نقشه خوان صوتی استاد فرش

بافنده در هر زمان تنها با روشن کردن دستگاه و زدن کلید قلاب با شنیدن صدای دستگاه و در صورت لزوم نگاه کردن به نمایشگر آن می تواند فرش مورد نظر را با سرعتی چند برابر معمول ببافد.

علاوه بر اين ديگر نگران كپي شدن غير معمول نقشه خود نباشيد مي توانيد دستگاه را به بافنده بدهيد و پس از بافت آنرا تحويل بگيريد . حذف نقشه كاغذي مزيتهاي زيادي دارد كه شمردن آنرا به شما واگذار مي كنيم . .

استاد فرش دستگاهی است با ابعاد نسبتا کوچک با یک بلندگو، چهار کلید فشاری ، ولوم صدا و ورودی خروجی برای اتصال به رایانه ، قلاب بافندگی ، منبع تغذیه و هدفون .

همچنين افراد كم بينا و حتي نابينا با امكاناتي كه در دستگاه پيش بيني شده است به راحتي مي توانند از آن جهت خلق يك اثر هنري خوب استفاده كنند .

اجزاي اصلي دستگاه

- صفحه نمايشگر- رج ، رنگ و گره در حال بافت را در هر لحظه نشان مي دهد كه بافنده در صورت لزوم مي تواند به آن نگاه كند.
2- كليد پالس - بعد از بافتن گره هاي مورد نظر يا عوض كردن رنگ با اين كليد اعلام مي كند كه آماده است. معمولا به جاي آن از كليد نصب شده روي قلاب استفاده مي شود.
3- منو - با زدن اين كليد مي توان حالت رج ، رنگ و گره را براي تغيير انتخاب كرد.
4- جلو - براي جلو بردن رج ، رنگ و گره استفاده مي شود .
5- عقب - براي عقب بردن رج ، رنگ و گره استفاده مي شود .
6- بلندگوي دستگاه - كه توان آن براي شنيدن دستورات دستگاه در فضاي باز كافي مي باشد.
7- ولوم - براي كم و زياد كردن حجم صدا استفاده مي شود که در مدلهای جدید دستگاه به جای آن از کلیدهای دیجیتال > و < استفاده می شود .
8- محل اتصال كليد قلاب جهت راحت تر شدن بافت .
9- فيش بلندگو - در صورت نياز مي توانيد گوشي يا بلنگوي جانبي به اين فيش متصل كنيد.
10- جهت اتصال دستگاه به رايانه كه طراح به كمك آن نقشه دستگاه را عوض مي كند.
11- تغذيه دستگاه

لوازم جانبي

1- آداپتور - جهت تغذيه مدار از يك آداپتور 9 ولت استفاده مي شود
2- قلاب و كليد - جهت راحتي بافت كليد مخصوص روي قلاب نصب شده به بافنده داده مي شود.
3- گوشي (اختياري) - براي جلوگيري از اشتباه و مزاحمت براي اطراف مي توان صداي دستگاه را از گوشي دريافت كرد .
4- رابط اتصال به رايانه (اختياري) - جهت عوض كردن نقشه توسط طراح استفاده مي شود.

طريقه نصب و استفاده از دستگاه

آداپتور مخصوص را به دستگاه متصل كرده آنرا به برق 220 ولت بزنيد .صفحه نمايش دستگاه بعد از لحظاتي روشن خواهد شد و رج ، رنگ و گرهي كه بايد ببافيد را به شما نشان خواهد داد . قلاب مخصوص را به دستگاه متصل كنيد .

حالا كليد قلاب را فشار دهيد. هر بار كه اين كليد را فشار مي دهيد دستگاه دستور جديدي مانند عوض كردن رنگ و يا بافتن گرههاي جديد را در جاي مشخص به شما اعلام ميكند. با راهنمايي دستگاه كار را ادامه دهيد و از بافت سريع ، راحت و بدون اشتبا ه لذت ببريد .

در حالت عادي دستگاه هميشه رج ، رنگ و گره در حال بافت را در خود ذخيره مي كند و اگر بعد از مدتي دستگاه را روشن كنيد  نيازي به تغيير آنها نيست . فقط دكمه قلاب را فشار دهيد و به صداي دستگاه گوش كنيد . اگر بنا به دلايلي مثلا بافت اشتباه علاقمند به تغيير رج ، رنگ ، گره يا تغيير نحوه بافت شديد با توجه به راهنماي استفاده از دستگاه كه در موقع خريد به شما تحويل داده مي شود وارد منوي دستگاه شويد .

فيلم كوتاهي از نحوه بافت توسط استاد فرش در زير نمايش داده مي شود در صورتي كه سايت youtube براي شما فيلتر نشده قادر به ديدن آن خواهيد بود .

طريقه عوض كردن نقشه فرش

براي عوض كردن نقشه فرش درون حافظه دستگاه شما نياز به رابط اتصال به پورت USB داريد كه مي توانيد از نمايندگي استاد فرش تهيه كنيد .

براي استفاده از آن ابتدا نرم افزار TCCMSetup.exe همراه سي دي كه نسخه رايگان نرم افزار طوبی است را اجرا كنيد .

براي وارد كردن نقشه يا عكس مورد نظر بعد از متصل كردن دستگاه به رايانه نقشه را با برنامه طوبي باز كنيد و از منوي فرش گزينه پر كردن دستگاه استاد فرش را انتخاب كنيد . فرش مورد نظر لحظاتي بعد وارد دستگاه مي شود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/31ساعت 9:46  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

ويژگي ها: از دارهاي قاليبافي مورد استفاده در مناطق شهري باف، مي توان از دار تبريز و يا گردان نام برد. اين دارها از ابداعات خاص مردم تبريز است،ابزار دارقاليبافي با نام هايي متفاوت وداراي شباهتهايي يکسان با ديگر مناطق است.دار تبريز از چهار چوبي ساده شامل دو سره تشکيل شده که در شبستر به نورد بالا و پايين و در اردبيل به آت لوق و اوست لوق و در مواردي نيز به ارئين بالا و پايين موسومند که دويان يا بانلق(راست روها) آنها را به هم اتصال مي دهند.براي استحکام بيشتر دار از دو ستون به عنوان تکيه استفاده مي شود که محل اتصال آن با سره بالا "کولفه" ناميده مي شود. تنظيم دارها به وسيله کوجي و هاف انجام پذير است و بافنده روي الواري که در اصطلاح محلي به خرچي ته بند معروف است مي نشيند و با پيشرفت کار بافت با شل کردن گره ها قالي را پايين مي کشند .کار چله کشي(بوي چکماخ) و پايين کشيدن قالي که نيازمند تخصص بيشتري است ،توسط استاد کار و يا خليفه انجام مي پذيرد. ابزار قاليبافي نيز با نامهاي متفاوت و مشابه با ديگر مناطق است در اصلاح محل قلاب (فرش پيچاخي) و شانه که براي بيرون آوردن پرز چشم و آماده کردن خامه براي پرداخت استفاده مي شود به نام(قاشين يا دراخ) و سيخ پود کشي(ارقاج شيشي) ناميده مي شود.
پشم:
 قسمت عمده پشم مورد نياز آذربايجان در خود منطقه بخصوص ماکو، خوي،مهاباد،سردشت مغان و اروميه تامين مي شود. چرا که آذربايجان از مراکز گله داري و پرورش گوسفند است. پشم گوسفند ماکو و خوي بيشتر سفيد رنگ بوده و از نظر لطافت و بلندي الياف و شفافيت بسيار مرغوب است و پشم گوسفندان مهاباد و اروميه الوان است.
گوسفندان دشت مغان داراي پشمي زبر و در قالي هاي درجه 2 مصرف دارند در خوي و ماکو پشم گوسفندان را دوبار در سال مي چينند .پشم بره در اصطلاح محلي گوزم و پشم ميش و گوسفند سالخورده را که زبر است،چندر مي گويند.
ريسندگي پشم هابيشتر به دست زنا ن با چرخ هاي کوچک دستي انجام مي پذيرد که در محل جهره( کلافچه ) ناميده مي شود و نخ خام را که براي لا کردن و تابيدن شماره مخصوص دارد،در اختيار کارگاه هاي نخ تابي يا متوچي خانه قرار مي دهند. در اصطلاح محلي نخ تار را بويلون ،پود زير را يوقون ارقچ يا تير و پود رو را نازک ارقچ يا پود مي نامند.
درخشندگي و ظرافت قاليهاي تبريز از جمله ويژگي هاي خاص است که علت آن را در پرداخت و کوتاهي پرزخامه هاي بافته شده بايستي جستجو کرد.چنان چه تبريزيان نيز به هنگام پرداخت پرز خامه را بسيار کوتاه ميکنند.نتيجه اين عمل، صرفه جويي در مقدار پشم مصرفي ،درخشندگي و چشم نوازي نقشه است. گره مورد استفاده در بافت فرشهاي تبريز، گره ترکي است واحد اندازه گيري گره رجشمار است که برخلاف ديگر مناطق 7 سانتي متر است و ذرع آن نيز برخلاف ذرع معمول در تهران 112 سانتي متر است که آرشين ناميده مي شود. واحد معاملات متر مربع است،ليکن مقياس ديگر به نام قاليچه نيز که برابر 2ذرع مربع تبريز ويا 35 پونزه ويا دو آرشين و 3پونزه (گره برابر 7سانتي متر ) است نيز مورد استفاده است. گرچه سيستم متر يک نيز رواج کامل دارد.ليکن هنوز تجاري که از ابهام اين روش اندازه گيري سود مي برند به استفاده از آن مقيد و مصرند چه در تبديل مساحت قالي به واحد قاليچه کسري به ضرر بافنده محاسبه مي شود.
هر پونزه تقريبا 7 سانتي متر است و يک ذرع (112 سانتي متر) براي 16 پونزه مي باشد. قاليهاي توليدي داراي حداقل 12 بافت يا گره و حداکثر 80 بافت يا گره (دريک پنجه) و يا در 7 سانتي متر است و شمارش گره ها در طول انجام مي گيرد.البته بايد توجه داشت تعداد گره در هر پنجه معياري است که بيشتر جنبه نظري دارد تا واقعي.
عمل بافندگي در خانواده ها بوسيله افراد مختلف خانواده وبيشتر توسط خانم ها انجام مي پذيرد در کارگاه هاي کوچک اين عمل به صورت کنترات صورت مي پذيرد،بدين نحو که مصالح از طريق کنترات در اختيار مسئول کارگاه که اصطلاحا دار گردان ناميده مي شود(شبيه همدان) سپرده مي شود و وي در ازاي هر قابال(15 هزار ريشه) اگر فرش 40 رج باشد و جه دريافت مي داد.
تکبافان به افرادي اطلاق مي شود که برپا داشتن 1تا 3دار در محل سکونت خود و با مدد گرفتن از افراد خانواده و تهيه مواد اوليه به طور شخصي به توليد مي پردازند. اين توليدات که به علت فقدان سرمايه کافي صاحبان آنها از مرغوبيت خوبي برخوردار نيستند ارزان ترين مواد اوليه را در بر مي گيرند.خامه انها از پشم دباغي شده است و به بهاي نازلي رنگين مي شود. رجشمار آنها تنها در موارد استثنايي از 22 رج در گره متجاوز است و قطع آنها همان قطع هاي متداول 2در 3 و 2/5 در 3/5 متر است و طرح ها لچک ترنج شاه عباسي و بخصوص افشان است.
بخشايش - گراوان :
بخشايش از نظر توليد کناره هاي زيبا و دلفريب که بازي رنگهايي با مايه هاي آبي و قرمز نخودي و آجري آنها را از زيبايي خاصي برخوردار مي سازند و در بين مناطق حوزه هريس داراي مرتبه اي والاست . نقشه هاي بزرگ گياهي که از نقش هاي هريس الهام گرفته اند،برخلاف توليدات سراب در سرتاسر متن تکرار مي شوند.
پشم شاه وزن که داراي درخشندگي و استحکام بسياراست عامل اصلي شناخت توليدات گراوان از بخشهاي ديگر است. مداليون درقاليهاي گراوان آنقدر بزرگ است که گاه براي حفظ توازن متن تا مرکز حاشيه داخلي مي رسد. تاروپود تمام قاليهاي هريس و توابع گراوان،سراب مهربان و بخشايش از پنبه است و نخها اصولا زمخت هستند . در بعضي قاليچه ها مثل قاليچه هاي بولوردي ،به طور استثنا به جاي يک پود،دو پود از بالاي رديف گره ها مي گذرد ،يکي کشيده و پنهان و ديگري به رنگ آبي که از پشت قالي قابل رويت است.
گره حاکم در منطقه ترک بافت است که تراکم آن از 1000 تا 600 گره در دسيمتر مربع مي رسد. در برخي از قاليچه ها که از سفتي و زمختي بيشتري برخوردارند اين تعداد گره از 1500 تا 1000 گره در دسيمتر مربع در تغيير است. قاليبافان اين مناطق برحسب عادت به هنگام چيدن پرز آنها را بلندتر مي چينند و به اصطلاح آنها را پرگوشت مي گيرند.درشت بافي و زمختي از صفات ظاهري و مشخصه فرشهاي هريس،گراوان،بخشايش و مهربان است.
قاليچه هاي بزرگ در قطع 3/5 در 2/5 متر و 4در 3 و کناره هاي 3در 1 ذرع و4در 1 ذرع اندازه هاي متعارف هريس و مناطق اطراف است و رجشمار معمول نيز بين 18 تا 25 گره در هررج(7 سانتي متري) است.
خوي،مرند،مراغه:
قالي وقاليچه هايي که در خوي بافته مي شوند از نظر جنس تابع زنجان است يعني فرشي است استخواني و سفت که با زحمت حمل مي شود و با همان طرح و رنگ بندي قاليچه هاي زنجاني است.در خوي نوعي قاليچه نامرغوب نيز تهيه مي شود که در بازار تجارت به آن موصل مي گويند و ارزان ترين نوع در بازار جهاني است.
 محصولات مرند و مراغه تشابه بسيار نزديکي به قالي زنجان دارد . تيره هاي شاهسون و عشاير آذربايجان نيز محصولاتشان با الهام ازنقوش حوالي تبريز مي شود. در اروميه و شهرهاي اطراف،کمتر به قالي و قاليچه پرداخته مي شود که داراي جنس نامرغوبي است و در بازار به موصل زنجان معروف است که در تبريز به فروش مي رسد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/31ساعت 9:21  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

www.ghalikadeh.com  قالیکده

www.incc.ir  مرکز ملی فرش ایران

www.irancarpet.ir  شرکت سهامی فرش

www.carpetphotocontest.com فرش

www.carpetmaster.ir  استاد فرش امروز

www.rugart.org  سایت علمی پژوهشی فرش ایران

www.carpetour.com  سایت اطلاع رسانی فرش ایران

www.carpetexporters.ir  اتحادیه تولید و صادر کنندگان فرش ایران

www.persiancarpetassociation.com  اتحاديه فرش دستبافت ايران در ژاپن

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/30ساعت 17:36  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

به نام خداوند جان وخرد

این نه فرش است گل نسرین است

پرده دیده حورالعین است

بوستانیست پراز لاله و گل

زان سبب کرده در او جا بلبل

نقش زنجیره او کرده عیان

جدول آب به هر گوشه روان

پیش گلهاش گلستان خوار است

سبزه اش خط رخ دلدار است

برگ اسلیمی او در دیده

زلف حوری است به هم پیچیده

لاله زاریست و لیکن نه چنان

که در او راه برد باز خزان

تارش از رشته جان تافته اند

بهر دارای جهان بافته اند

      ابراهیم حسینجانی               

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/01/13ساعت 18:35  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

تولید انواع فرشهای هنری شامل:

بافت عکسهای شخصی و تابلوهای نفیس

ارائه دهنده کلیه خدمات قالیبافی شامل:

طراحی انواع فرشهای کامپیوتری و غیره

آموزش و مشاوره تضمینی قالیبافی

 

تلفن تماس : ۰۹۱۴۹۱۶۲۶۵۹

E-mail : carpetco.mohammadzadeh@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/12ساعت 12:58  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

ما معتقدیم رونق فرش ایران در گرو مواد اولیه مرغوب حفظ کیفیت بافت و کاربرد نقوش اصیل در اندازه و رنگبندی متناسب با سلیقه های جهانی است.

"فرش ایران مایه شکوه و زیبایی هر مجلس است."

استاد محمدزاده

"با ۴۰ سال سابقه درخشان میتواند بهترین مشاور خصوصی و مورد اعتماد شما در امور فرش باشد."

هرگونه سفارشات جهت تولید و بافت فرش پذیرفته می شود.

تلفن تماس : ۰۹۱۴۹۱۶۲۶۵۹

E-mail : carpetco.mohammadzadeh@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/12ساعت 12:51  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

قالى بهارستان تصويرى از فصل هاى چهارگانه طبيعت بود. بهار و زمستان و پائيز و تابستان كه به رگ و نخ و ابريشم و دار قالى كوچ كرده بود. بهارستان رؤياى صدها بافنده ايرانى بود كه اگرچه گمنام ماندند اما رنگ جاودانه هنر را بر دار بهارستان نشاندند.

بهارستان در كشاكش تاريخ تكه تكه شد نه نقشى از آن ماند و نه رنگى، اما دار قالى پيش از آن در تار و پود زندگى شهر و روستاى ايران جا باز كرده بود چه كه قالى يعنى ماندگار. اين نام از قالى «پازيريك» ماندگارترين جاى پاى خود را ثبت كرده است.

قاليبافى سرچشمه زاينده اى از خلاقيت، ابتكار، هنر و كوشش انسان هايى بود كه بسيار بسيار بيشتر از آنكه چاه هاى قيرى رنگ نفت يك سده پيش در مسجد سليمان پيدا شود، تبلور تلاش و پويايى زندگى بر روى زمين بوده است.

استعاره چاه هاى نفت در زيرزمين و دارهاى قالى در زندگى واقعى ايرانيان كنايه از اصلى ترين سويه اين هنر يعنى بعد اقتصادى آن است. آنچه پدران و مادران ما پيشتر قالى مى ناميدند و اينك نام تجارى تر فرش را به خود گرفته است داستان پر فراز و نشيب دومين قلم صادراتى ايران پس از نفت است.

اگرچه قالى ايرانى در بيشتر نقاط استان هاى ايران پراكندگى و پيشينه نقش و بافندگى داشته است. در اين ميان آذربايجان شرقى نامى ديرآشنا و پرسابقه بر صدر فرش ايرانى دارد. تبريز به عنوان مركز و سرآمد اين خطه در كنار خود، نام هايى ديرينه چون هريس، مراغه، سردرود و... را دارد.

قالى در ايران همچنان در بازار صنايع بافتى جهان منحصر به فرد است. اين دومين قلم صادراتى و ارزآورى كشور ظرفيت بسيار گسترده اى در بازارهاى صادراتى دارد. قالى ايران نيازمند بازاريابى، تبليغات، نظارت بر كيفيت توليد و ابتكار در زمينه طرح و نقش و سلايق جديد جهانى است. اما بركت قالى تنها در صادرات اين هنر اصيل بومى نيست، مهمترين گره گشايى قاليبافى در ايران اشتغالزايى آن در عمده استان هايى در كشور است كه مشكل عمده آنها بيكارى و سرريز مهاجرت به پايتخت و شهرهاى مركزى است. همه و همه اينها نيازمند احترام اقتصادى به توليد است زمانى كه عقل اقتصادى و منفعت سرمايه گذارى نه در بساز و بفروش و ساختمان كه در راه اندازى مجتمع هاى توليدى باشد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/12ساعت 12:25  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

اساس تقسیم بندی فرش ایران، نقشه های فرش ایران به 19 گروه اصلی و تعداد زیادی طرح های فرعی تقسیم می شوند.

گروه 1:

طرحهای آثار باستانی و ابنیه اسلامی: این طرحها از ساختمانها و كاشیكاری ها و اشكال هندسی و تزئینی بناها الهام گرفته شده است. در طول تاریخ طراحان فرش در طرحهای اصلی دخل و تصرفاتی كرده و طرحهای فرعی را بوجود آورده اند. معروفترین این آثار عبارتند از مسجد شیخ لطف الله، محرابی كوفی، مسجد كبود، مقبره شیخ صفی، سردر امامزاده محروق، گنبد قابوس، مسجد شاه اصفهان، تخت جمشید، طاق بستان، طاق كسری(ایوان مدائن)، و زیرخاكی.

گروه 2:

طرحهای شاه عباسی: اساس این طرح را گلهای طراحی شده خاصی تشكیل می دهند كه به نام شاه عباسی مشهور شده است. این گلهای تجرید یافته، ضمن شاخه و برگها و گاه اسلیمی ها و ختائی ها در متن و حاشیه فرش، نقشه اصلی را تشكیل می دهند. به گروه های فرعی طرح اصلی نامهای، افشان، لچك ترنج، ترنجدار، درختی، جانوری، شیخ صفی، طره دار سلسله ای، شاه عباسی تصرفی، ترنجی طره دار، بوته ای و لچك ترنج كف ساده، داده شده است.

گروه 3:

طرحهای اسلیمی: شكل اصلی این طرح را شاخه های دورانی در میان برگها تشكیل می دهد. این شاخه ها، تجرید یافته طرح درخت می باشند. اسلیمی انواع بسیار زیاد دارد و معمولا در بیشتر قالبها این طرح تكرار می گردد اما در بعضی فرشها این طرح مسلط است.معروفترین اسلیمی ها ، اسلیمی دهن اژدر است. در این نوع اسلیمی انتهای هر شاخه به دو بخش متقارن منشعب می گردد و بصورت فكین اژدها نشان داده می شود و روی ساقه شاخه ها جوانه هایی در نقاط مختلف تزئین شده است كه بیشتر این جوانه ها را اسلیم می نامند. شاید كلمه اسلیمی از اسلیم به معنای جوانه باشد و شاید هم این لغت مصغر اسلامی باشد و می دانیم كه در هنرهای اسلامی از این طرح بسیار استفاده شده است. این طرح نیز به لحاظ تغییرات و دخل و تصرف ها به گروههای فرعی بسیار تقسیم شده است. مانند اسلیمی، اسلیمی بندی، اسلیمی شكسته، اسلیمی دهان اژدر، اسلیمی لچك ترنج، اسلیمی ترنجدار و اسلیمی ماری.

گروه 4:

افشان: با آنكه در طرحهای فرش معمولا كلیه اجزا و اشكال، به هم پیوسته و مرتبط هستند، گفتی قلم نقاش از هنگام شروع طرح تا پایان آن تحرك و ارتباط خود را قطع نساخته است ولی طرح افشان به این صورت است كه گل وبرگها و شاخه ها بطور پراكنده و بدون پیوستگی با یكدیگر در متن فرش افشانده شده اند. به همین علت است كه اصل چنین طرحی را افشان نامیده اند. اما در طرح افشان نیز تنوع و تغییر زیادی داده شده است و طرحهای فرعی بسیاری از آن منشعب گشته است. مانند افشان اسلیمی، افشان ختائی، افشان بندی، افشان شكسته، افشان گل اناری، افشان شاه عباسی، افشان شاخه پیچ، افشان دسته گل، افشان حیوان دار و افشان ترنجدار.

گروه 5: اقتباسی: بعضی از این طرحها به نقشه های محلی و بومی مناطق مرزی ایران مربوط می باشد.

گروه 6 بندی: منظور از استعمال واژه بندی این است که یک قطعه کوچک از یک طرح در سرتاسر فرش چه از جهت طول و چه از سمت عرض تکرار گردد. چون این قطعات در مرحله تکرار به هم می پیوندند، آنرا «بند بندی» یا واگره می نامند.

نامهای فرعی این گروه عبارتند از بندی اسلیمی، بندی پیچک، بندی شکسته، بندی کتیبه ای، بندی مستوفی، بندی ورامین یا میناخانی، بندی قالب خشتی یا لوزی، بندی ترنجدار، بندی درختی، بندی قابقابی، بندی شیر شکری یا بازوبندی، بندی سروی ، بندی آدمکی یا ملانصرالدین، بندی بختیاری، بندی مجلسی، بندی خوشه انگوری، بندی شاخه گوزن حیواندار، بندی خاتم شیرازی و بندی دسته گل.

گروه 7- بته ای: طرح بته ای تجرید یافته درخت سرو است. بته های سرکج فرش ایران که به بته جقه شهرت یافته است. در طرحهای بته ای به اندازه و اشکال مختلف به چشم می خورد. معروفترین طرحهای بته ای عبارتند از بته جقه، بته شاخ گوزن، بته ترمه، بته سرابندی، بته خرقه ای، بته قلمکار اصفهان، هشت گل، بته کردستانی یا هشت بته، بته میر شکسته، بته لچک ترنج ، بته سنندج، بته افشاری و بته بازوبندی و بته بادامی.

گروه 8 – درختی: با وجودی که در طراحی فرش اساس کار را شاخه و برگها تشکیل می دهند ولی در طرحهای درختی سعی شده است تا وجه تشابه زیاد با طبیعت حفظ گردد. طرحهای معروف درختی اینطور نامگذاری شده اند: درختی جانوری یا حیوان دار، درختی سبزیکار یا آب نما، درختی ترنجدار، درختی سروی و درختی گلدانی.

گروه 9- ترکمن یا بخارا: طرح فرشهای ترکمن از لحاظ هندسی و شکستگی خطوط در ردیف طرحهای ایلی و خاص مردم کوچ نشین است که بطور ذهنی و بدون نقشه بافته می شود. ترکمنی قاب یمونی ، ترکمنی شانه ای، ترکمنی غزال گز(چشم آهو)، ترکمنی آخال، ترکمنی چهار قاب، ترکمنی خورجینی و ترکمنی قاشقی، طرحهای فرعی این طرح را تشکیل می دهند.

گروه10 - شکارگاه: مشخصاتی که در مورد طرحهای درختی ذکر شده در طرحهای شکارگاه نیز وجود دارد، اما در اغلب طرحهای شکارگاه، حیوانات وحشی در حال شکار نقش بسته شده است. گروه های فرعی این طرح عبارتند از : شکارگاه درختی، شکارگاه ترنجدار، شکارگاه قابی، شکارگاه لچک ترنج و شکارگاه سراسری.

گروه 11- قابی: این طرح از قابهای چند ضلعی به وجود آمده است و از گروه های فرعی آن قابی اسلیمی، قابی قرآنی کرمان یا ستونی را می توان نام برد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/12ساعت 12:3  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

دار قالیبافی نیز از عوامل اصلی بافت یك فرش است كه بدون آن ، بافتن فرش و هرنوع زیر انداز و كف پوش سنتی غیرممكن است . دارهای قالیبافی ممكن است ابعاد مختلفی داشته باشند، اما از نظر كارایی تفاوتهای اندكی دارند. از آنجایی كه بافت قالی گره دار، مرحله ای پیشرفته تر از سایر دستبافت های بی گره است ، لذا در ساخت بسیاری از ابزارهای بافندگی آن، از ابزارها و وسایل بافت سایر دستبافت ها استفاده شده است . به همین منظور دارهای قالیبافی نیز تفاوت چندانی با دارهای بافندگی گلیم ، جاجیم و... نداشته اند. اما به مرور تا حدودی پیشرفته تر و كامل تر گردیدند. 

اولین و قدیمی ترین دارهای قالیبافی بصورت زمینی (افقی) بوده اند. این نوع از دارها هم اكنون نیز در برخی از مناطق قالیبافی همچون چهارمحال و بختیاری ، سیستان و بلوچستان، كرمان و... مورد استفاده می باشند. دارهای زمینی بسیار ساده می باشند و از اجزای زیادی برخوردار نیستند. مهمترین ویژگی آنها آن است كه برخلاف دارهای عمودی (ایستاده ) فاقد راست رو یا ستون هستند، و فقط متشكل از یك چوب در بالا به نام سَردار و چوب دیگری در بخش پایین به نام زیردار هستند، كه توسط میخ های چوبی با طناب به

زمین مهارشده اند تا ثابت گردند. نخهای تار نیز دور سردار و زیردار چرخانده می شود و بافنده از ابتدای دار كه بخش پایین آن است شروع به بافت می كند. در این نوع از دارها از آنجایی كه بافنده بر روی دار می نشیند و به كار بافت می پردازد، برای جلوگیری ازفشار وزن او به تارهای فرش در زمین زیر تارها و هم سطح با آنها تخته ای چوبی قرارمی دهند كه از دو طرف بر روی سنگ یا پایه ای دیگر قرار دارد. بنابر این وزن بافنده هیچ گونه فشار مستقیم به فرش و تارها وارد نمی كند. این نوع از دارها فاقد ستون های جانبی (كه به راست  رو شهرت دارند) هستند. در واقع عامل اصلی قرار گرفتن این دارها بر روی زمین ، نداشتن ستون است تا به جای آن قسمتهای بالا و پایین دار قالی به زمین مهار شوند. بدیهی است بسیاری از دارهای قالیبافی زمینی كه امروزه در مناطق مختلف مشاهده می شوند و دارای ستونهای جانبی هستند، در واقع یك دار عمودی هستند. زیرا توانایی ایستادن را دارا هستند.

مهمترین بخش دارهای زمینی كمان می باشد كه وظیفه آن جا به جا نمودن تارهای زیر و رو برای پودكشی است . كمان ، وسیله ای است كه از ابتدا بر روی انواع دارهای بافندگی اعم از فرش گره دار و سایر دستبافتها بوده است ، اما به مرور زمان كاربرد آن فراموش گردیده وامروز ه فقط برخی از دارهای افقی و عمودی آن را دارا می باشند.

كمان همان گونه كه از نام آن پیدا است ، وسیله ای است كمانی شكل كه همواره بااستفاده از چوب ساخته می شود و حدود 60 الی 70 سانتیمتر طول آن است . كمان در جلوی دار قالی و با فاصله ای در حدود 1 متر از آن قرار می گیرد. دو طرف كمان ،دو عدد طناب بسته شده است كه یكی توسط یك چوب بلند كه در جلوی سطح تارها است به تارهای زیر، و دیگری به همین صورت به تارهای رو بسته شده است .به این ترتیب هنگامی كه كمان بالا یا پایین رود، متعاقباً چوبهایی كه به تارهای زیر ورو بسته شده اند عقب و جلو رفته و به این ترتیب جای آنها عوض می شود.

هنگام پودكشی فرش نه تنها جا به جا شدن تارهای زیر و رو نیاز است ، بلكه ضربدری كه از محل تلاقی آنها بوجود آمده باید امكان حركت به بالا و پایین را داشته باشد. این عمل توسط یك عدد چوب لوله ای شكل كه در لا به لای تارها قراردارد انجام می شود. به این چوب «هاف» گفته می شود. چوب هاف در بالای ردیف ضربدرها قرار می گیرد و با حركت دادن آن ، تمام ضربدرها به بالا یا پایین حركت می كنند. لازم به ذكر است كه هنگام كشیدن پود رو كه معمولاً نازك است، چوب هاف را تاحد امكان پایین می آورند و هنگام كشیدن پود ضخیم ، آنرا بالا می برند. چوب هاف در تمامی دارهای قالیبافی اعم از عمودی و افقی وجود دارد.

گروه دوم از دارهای قالیبافی بصورت عمودی هستند. این نوع از دارها دارای چارچوب چوب كامل هستند. یعنی علاوه بر سردار و زیردار، دارای دو ستون درطرفین می باشند كه سردار و زیردار به آنها مهار می شوند. برخی از دارهای عمودی دارای تفاوتهایی می باشند. بعنوان مثال برخی از آنها فاقد ستون هستند و به جای ستون ، دیوارهای جانبی اتاق و یا سقف منازل را سوراخ نموده و سردار و زیردار را به آنها مهار می نمایند. البته وجود این قبیل از دارها مؤید آن است كه دارهای قالیبافی زمینی در مرحله ای از پیشرفت به شكل عمودی تبدیل شدند. در واقع تبدیل دارهای قالیبافی افقی به عمودی دارای مراحلی بوده است كه طی هزاران سال به وقوع پیوسته اند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/12ساعت 11:57  توسط استاد محرم محمدزاده  | 

تذكر: با توجه به دستبافت بودن این گونه فرش ها احتمال چند سانتی متر اختلاف را بایستی در اندازه آنها در نظر گرفت.

1- قالی:

به فرش هایی گفته می شود كه مساحت آنها 6 متر مربع و یا از آن بیشتر باشند كه معمولاً در ابعاد 3×2، 5/3×5/2، 4×3، 5×5/3، 6×4، 7×5، 10×6 متر و… باشند.

2- كلگی:

ابعاد این گونه فرش ها معمولاً 3×5/1، 3×70/1، 5/3×2 متر می باشد. بافت كلگی بیشتر در قدیم و در میان چادرنشینان و روستاییان معمول بوده است.

3- كناره:

از این نوع فرش ها در قدیم برای پوشاندن فضاهای خالی كناره فرش تا دیوار استفاده می شده است و لكین امروزه بوسیله آن معمولاً راهروها و راه پله ها را مفروش می نمایند و پهنای آنها عموماً از 70 تا 110 سانتی متر و طول آنها 5/2 الی 8 متر است.

4- قالیچه:

قالیچه ها، فرش های كوچكی هستند كه عموماً در ابعاد 20/2×40/1 متر بافته می شوند.

5- پرده ای

اندازه فرش های پرده ای معمولاً 5/2×5/1 متر می باشد. این نوع فرش ها در مدخل اتاق یا سالن ها نصب    می گردد.

6- ذرع و نیم:

این نوع فرش ها عموماً در ابعاد 156×104 سانتی متر تهیه می شوند، بافت این نوع فرش ها بیشتر در مناطق فارسی باف رایج است لذا با توجه به اندازه ذرع فارسی كه 104 سانتیمتر است و اضافه كردن نیم ذرع به آن (156 = 52+104) طول این نوع فرش ها 156 سانتی متر می گردد.

7- ذرع و چارك:

ابعاد این نوع فرش ها عموماً 130×80 سانتی متر می باشند و بافت آنها نیز بیشتر در مناطق فارسی باف رایج است.

8- پشتی:

به فرش هایی گفته می شود كه عرض آنها از 50 تا 80 سانتی متر و طول آنها از 80 تا 120 سانتی متر     می باشد و متداولترین اندازه پشتی 90×60 و یا 120×60 سانتی متر می باشد. در نواحی گرگان و بجنورد به نوعی از پشتی ها كه پشت آنها گلیم بافی شده است و مانند یك كیسه دردار تهیه شده اند قارچین می گویند.

9- پادری:

این فرش به اندازه پاگرد در ورودی كه معمولاً 70×50 است بافته می شوند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/01/12ساعت 11:54  توسط استاد محرم محمدزاده  |